در جامعه ایران، نیازمند تحولی اندیشمندانه و تکامل انواع راه حل های مشارکتی به ویژه برای کودکان هستیم، که در بر گیرنده آموزش و تجربه باشد تا از این طریق هر کودک بتواند راهی به سوی ایفای نقش هدفمندانه در جامعه بیابد و حقوق و مسئولیت ها را برای شرکت در پیشرفت و توسعه جامعه بشناسد.
به منظور دستیابی به این مهم، راهکارهایی در زمینه مشارکت فرهنگی کودکان توصیه می شود:
۱) ایجاد بسترهایی در جامعه جهت اجرای فعالیّت های مشارکتی کودکان با ابتکار سازمان های ملّی، نهادهای محلی و افراد بومی.
۲) ارائه فرصت هایی جهت رشد مهارت های عملی و تقویت اعتماد به نفس کودکان برای برقراری ارتباط، مذاکره، تصمیم گیری.
۳) آموزش و تشویق دست اندرکاران تعلیم و تربیت کودکان در زمینه احترام به حقوق آنان و مشارکت دادن در امور مختلف.
۴) گسترش و تداوم طرح ها و برنامه های مشارکتی اجرا شده در کشور، نظیر شورای دانش آموزی، انجمن‌ها.(شیانی، ۱۳۸۲: ۲۷)
در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ به رسمیت شناختن هر چه بیشتر موقعیّت کودکان، نوجوانان و جوانان و درگیر کردن و مشارکت آنان در ساختارهای تصمیم گیری جامعه مورد توجّه قرار گرفته است. تفکر توانمندسازی، اعطای مسئولیت ها و ایجاد فرصت های بیشتر برای مشارکت کودکان به دو گونه رواج یافته است. برخی تشویق و ترغیب به مشارکت را توصیه کرده، ولی اکثر صاحب نظران به نیازهای آشکار آموزش کودکان در زمینه حقوق و مسئولیّت های شهروندی تأکید ورزیده اند. در این خصوص ” کنوانسیون حقوق کودکان ” به عنوان چارچوبی برای رشد این سیاست ها به کار گرفته شده است. این کنوانسیون حقوقی گام بسیار مهمی در جهت تفکر در مورد کودکان و حقوق مربوط به آنان برداشته است و ارزش های شهروندی کودکان را که افرادی دارای حقوق و آزادی های اساسی هستند؛ که می توانند به بیان نظریات و پذیرش مسئولیت بپردازند، تشویق کرده است.(همان منبع،۲۰)
با توجه به اینکه در ماده ۱۵ کنوانسیون حقوق کودک، کشور های طرف کنوانسیون، حقوق کودک را در مورد آزادی تشکیل اجتماعات و مجامع مسالمت آمیز به رسمیت می شناسند و پذیرش این حق تصریح شده و مغایرتی با نظم عمومی و مصالح فردی و اجتماعی کودک و همچنین آموزه های دینی ندارد، بلکه برای رشد و بالندگی کودک نیز بسیار مفید است و در آینده کودک نقش اساسی را ایفا خواهد کرد. مثل شرکت دادن کودکان در انجمن های مدارس و مجلس دانش آموزی و… .
برای روشن شدن بحث به برخی از نکات اساسنامه مجلس دانش آموزی ایران اشاره می کنیم:
در اجرای ماده۲۴ آیین نامه اجرایی مدارس، شورای دانش آموزی بر اساس این آیین نامه تشکیل خواهد شد. اهداف این تشکیلات عبارتند از:
۱. ترویج فرهنگ مشارکت جویی، تعاون و همکاری و مسئولیت پذیری و زمینه سازی برای مشارکت فکری و عملی دانش آموزی در عرصه های مختلف آموزش و پرورش.
۲. ترویج فرهنگ گفت و گو و مشورت بین دانش آموزان.
۳. بهره گیری از نظریات دانش آموزان در اصلاح قوانین و مقررات و طرح و برنامه های مرتبط با آن‌ها.
۴. آشنا کردن دانش آموزان با مقوله های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی داخلی و خارجی.
۵. تقویت روحیه خود باوری و خود اتکایی و اخلاق اجتماعی.
۶. تقویت هویت اسلامی و ایرانی و تحکیم و ترویج ارزشهای انقلاب اسلامی.
همچنین درباره ضرورت تأسیس تشکیلات دانش آموزی پیشتازان و فرزانگان آمده است:
انسان موجودی آرمان گرا و مطلوب اندیش است. دستیابی به ایده‌ها و آرمان هایی که انسان در ذهن خود می‌پرورد، همیشه ممکن نیست. مطالعه زندگی انسان های گذشته و تمدن های کهن به او آموخته است که برای تحقق بخشیدن به این ایده‌ئال‌ها، باید در جستجوی ابزار و روش مناسب باشد. انسان به اقتضاء اندیشه و شناخت شرایط و شواهد عینی که منجر به پیش بینی اتفاقات محتمل می شود، نیازمند اتخاذ شیوه‌هایی است که وی را برای نیل به اهداف و حفظ روحیه آرمان خواهی، تقویت و تجهیز کند. ضرورت حیات اجتماعی و عمق بخشیدن به روابط اجتماعی نوجوانان، مستلزم آموزش مناسب است. بنابراین، در هر جامعه سالم و زنده‌ای لازم است که نظام تعلیم و تربیت جایگاه مناسبی برای این امر مهم پیش بینی کند.
آینده سازان جامعه، کودکان و نوجوانان، برای شناخت حیات اجتماعی، در کنار آموزش های رسمی و تئوریک، باید با زندگی عملی منطبق بر آرمان های عقیدتی و ملی آشنا شوند. در جامعه جوان اسلامی ما، بیش ازهر جامعه دیگر چنین ضرورتی وجود دارد تا نوجوانان برای زندگی اجتماعی سالم در کنار دیگران آماده شوند.
بهترین روش برای رسیدن به این مقصود، شرکت دادن دانش آموزان در فعالیت های گروهی بوده و مناسب‌ترین محل برای اجرای دقیق و تحقق آن، تشکلاتی پویا و هماهنگ است. تشکلات پیشتازان و فرزانگان با چنین چشم اندازی ایجاد شده است.
همچنین ماده ۱۳ و ۱۴ کنوانسیون حقوق کودک که حق آزادی ابراز عقیده را حق کودک می داند و اعمال این حق ممکن است منوط به محدودیت های خاصی باشد، ولی این محدودیت‌ها فقط منحصر به مواردی است که در قانون تصریح شده و ضرورت دارند و همچنین این حق آزادی را برای او محترم شمرده است. باید از این حق در اجرای درست آن بکوشیم و در واقع کودکان باید با توجّه به این قوانین در حوزه‌های اجتماعی و تشکّلات و… بتوانند، دیدگاه های خود را آزادانه بیان کنند و بستر لازم در این زمینه‌ها برایشان فراهم گردد و با سایر بزرگتر‌ها همراه و هم قدم شوند. زیرا آن‌ها هم مانند سای
ر افراد باید از این حقوق خود به نحو احسن برخوردار گردند.

۳-۲ حق تفریح و بازی کودک:
کودکی، سال‌های رشد و بالندگی است و در شکل‌گیری رفتار کودکان، دورانی حساس و تأثیر گذار است. اگر در این سال‌های طلایی بتوانیم زندگی آن‌ها را با فعالیت‌های مناسب و مورد علاقه آن‌ها همراه سازیم، رشد و سلامت آن‌ها را تأمین کرده‌ایم. (قاسم‌زاده، ۱۳۸۹: ۲)
کودکان نیاز دارند که آزادانه به انجام فعالیت‌های مورد علاقه خود بپردازند. والدین و دولت در تنظیم و فراهم کردن این نیازهای کودکان مسئول هستند. برخورداری از حق تفریح و بازی کودکان یکی از حقوق اساسی آنان است.
در ماده ۳۱ کنوانسیون حقوق کودک بر این اساس تأکید شده است: ” که دولت‌های عضو، حق کودک را برای داشتن اوقات فراغت، آرامش، پرداختن به بازی و فعالیت‌های تفریحی مناسب با سن کودک و مشارکت آزادانه در زندگی فرهنگی و هنری احترام می‌گذارند و آن را اشاعه می‌دهند و فراهم ساختن فرصت‌های برابر فعالیت‌های فرهنگی و هنری و تفریحی را تشویق می‌کنند.”
برخورداری از تفریح و بازی و اوقات فراغت برای همه کودکان اهمیت دارد. زیرا کودکان برای رشد خود به تحرک و بازی نیاز دارند. تحرک رمز سلامت آنان است و بازی‌های پرتحرک سبب تخلیه هیجانی و در نتیجه آرامش کودکان می‌شود. بازی سبب شادی و نشاط در آنان می‌شود و بهترین برنامه برای بازی و تفریح کودکان تشویق آن‌ها به بازی‌های مناسب از جمله کتاب و قصه‌خوانی، هنرهایی مانند نقاشی، موسیقی، تئاتر و… می‌باشد؛ با این نوع تفریحات می‌توان اوقات فراغت شاد و آموزنده‌ای برای آنان با گروه سنی مشخص فراهم کرد.
برنامه‌ریزی برای تفریح و بازی و اوقات فراغت کودکان در خانه و مراکز آموزشی یکی از اولویت‌های رشد آنان محسوب می‌شود، اما بسیاری از والدین و مربیان در مدارس و… هنوز مفهوم بازی و فعالیت‌های تفریحی کودکان را درک نکرده‌اند. به جای در نظر گرفتن علایق کودکان، خواست‌های خود را در نظر می‌گیرند. حتی گاهی والدین آرزوهای تحقق نیافته دوران کودکی خود را به عنوان فعالیت‌های مناسب به آنان پیشنهاد و تحمیل می‌کنند، که این امر کاملاً اشتباه است.
برخی خانواده‌ها به دلیل مشکلات مالی و امکانات محدود مراکز آموزشی، ناخواسته شرایط نامناسبی را برای اوقات فراغت کودکان خود فراهم می‌کنند، که مانع تفریح، بازی و فعالیت‌های دیگر آنان می‌گردد.
از آنجایی که حق تفریح و بازی جزء حقوق فرهنگی کودکان محسوب می‌شود. باید گفت که مسئولان نهاد‌های فرهنگی جامعه وظایف خود را در فراهم کردن امکانات مناسب تفریح و بازی و فعالیت‌های دیگر کودکان به درستی انجام نمی‌دهند. در بسیاری از نقاط محروم شهر حداقل امکانات برای اوقات فراغت کودکان وجود ندارد و یا به علت هزینه بالا استفاده از آن‌ها برای کودکان محروم که تعداد آنان در جامعه کم نیست، وجود ندارد. در نتیجه فقر اجتماعی در کنار فقر خانوادگی، امکان دسترسی کودکان فقیر را به تفریح و بازی و فعالیت‌های دیگر از بین می‌برد. (قاسم‌زاده، ۱۳۸۹: ۴)
بیشتر کودکان فقیر شهر در کوچه و خیابان مشغول تفریح و بازی هستند. زیرا امکانات تفریح و بازی در خانه برای آنان فراهم نیست. یا بعضی از این کودکان بیشترین وقت خود را برای تفریح و بازی به تماشای برنامه‌های تلویزیونی می‌پردازند، که محتوای این برنامه‌ها مناسب سن‌ آن‌ها نیست و جنبه فعال و مثبتی هم برای آنان ندارد و به رشد و سلامت کودکان آسیب می‌رساند.
از آنجایی که والدین و مربیان الگوی اصلی کودکان در خانه و مدرسه محسوب می‌شوند، اگر آن‌ها در خانواده و مراکز آموزشی فعالیت‌های مناسبی برای تفریح و اوقات فراغت خود مهیا کنند، کودکان هم از آنان می‌آموزند و در روند رشد و سلامت آنان مفید خواهد بود. باید در حق تفریح و بازی کودکان هم الگوی شایسته‌ای برای آن‌ها باشیم و به کمک دولت این حق اساسی آنان را محترم بشماریم.

فصل سوم
حقوق اجتماعی ناشی از حضانت

۱-۳ حق داشتن خانواده:
خانواده به عنوان بستر سلامت روحی و جسمی جوامع بشری شناخته شده است (سیف اللهی و توسلی و صفری، ۱۳۸۷-۸۸: ۱۶۴) و نخستین کانون و محیط اجتماعی است که دو نسل ” بارور” و ” نو رسته” آنجا در کنار هم با صفا و صمیمیّت به زیستن، تعامل و ارتباط عمیق زندگی می پردازند و کودک خود را تحت سرپرستی و تربیت قرار می دهند. (عظیم زاده اردبیلی، ۱۳۸۲: ۷) نظام خانواده در هر جامعه ای بنیان اصلی آن جامعه را تشکیل می دهد و مهمترین محصول و نتیجه این نظام پراهمیت، کودکانی هستند که آینده هر اجتماعی را تشکیل می دهند.
دیدگاه سنت اسلامی به کودک، بر محور خانواده قرار دارد. (سالازار فلکمن، ۱۳۸۶-۸۷: ۱۰۷) خانواده نقش بسیار مهم و حیاتی دارد، از این رو دارای مقررات ویژه و دقیقی است تا کودکان، چه از نظر جسمی و چه از نظر روحی و تربیتی، سالم و موفق به جامعه عرضه شوند.
از امام رضا (ع) درباره علت لزوم چهار شاهد برای ثبوت زنا و دو شاهد در جرم قتل، سؤال کردند. پاسخ ایشان این بود: دلیل سخت تر بودن اثبات زنا در مقایسه با سایر حقوق، آن است که در آن، تباه شدن نسب خانوادگی کودک و در نتیجه، میراث خواهد بود. (قمی، ۱۳۸۶: ۵۱۰)
این سخن کنایه از این است که امر نسب خانوادگی، از امور بسیار مهم و حیاتی بوده و اسلام به شدت از
آن حراست کرده است.
در اسلام، ضرورت تشکیل خانواده از جنبه های مختلف اهمیت دارد: خانواده سالم ضامن بقای نسل سالم و شایسته، کانون پرورش صحیح نسل آینده، پاسخ به نیاز فطری انسان شامل زندگی در کنار یکدیگر، تأمین ضابطه مند نیاز جنسی زن و مرد و مهمتر از همه، ایجاد مودّت، آرامش روانی، رحمت و عواطف متقابل در میان افراد جامعه است. (هدایت نیا، ۱۳۸۷: ۲۸)
اصل ۱۰ قانون اساسی مقرر می دارد:” از آنجا که خانواده، واحد بنیادی جامعه اسلامی است، همه قوانین و مقررات و برنامه ریزی های مربوطه باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد.”
همچنین ماده ۱۱۰۴ قانون مدنی ایران مقرر می دارد:” زوجیین باید در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت نمایند.”
برای اینکه خانواده نهادی اساسی و مقدس است و کودکان در آن نهاد شکل می گیرند، باید برای اینکه نیازهای روحی و روانی و معنوی آنان رعایت شود، والدین با یکدیگر همکاری لازم را در جهت حفظ نهاد خانواده داشته باشند.
اسناد بین المللی حقوق کودک و حتی حقوق بشر درباره توجه به کودک و حقوق وی در مرحله تشکیل خانواده، ساکت است و مطلبی درباره نحوه شکل گیری خانواده برای داشتن فرزندانی سالم و شایسته ندارد و هیچ برنامه و استراتژی مشخصی بیان نکرده است.
البته در ماده ۲۳ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی آمده است که، خانواده نهادی اساسی و طبیعی در اجتماع است و دولت و جامعه باید از آن حمایت کنند. در صدر ماده ۱۰ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آمده است که: خانواده عنصر طبیعی و اساسی جامعه است.
با این اوصاف به نظر می رسد که خانواده در نظام ملی و بین المللی از ارزش و مقام والایی برخوردار است و جایگاه ویژه ای دارد و باید در حفظ و نگهداری آن کوشید، تا نسلی سالم در کنار آن پرورش یابد. زیرا والدین در پرورش کودک در نهاد خانواده نقش اساسی را ایفا می کنند.
طبق اصل ۶ اعلامیه حقوق کودک: کودکان برای رشد کامل و منسجم شخصیت خود نیاز به عشق و تفاهم دارند، باید تا حد امکان با مواظبت والدین و به مسئولیت آنان بزرگ شوند و در حالت امنیت معنوی و مادی رشد کنند.
به دلیل استقلال نداشتن و آسیب پذیری کودکان و نیاز ضروری آنان به تکیه گاه، خانواده می تواند نقش مؤثری در این روند ایفا کند. زیرا حق برخورداری از خانواده در شرایط روحی و روانی ایده آل برای هر کودکی ضروری است و در روند زندگی او تأثیر فراوانی خواهد گذاشت. انتساب طفل به خانواده، او را از

متن کامل در سایت سبز فایل


دیدگاهتان را بنویسید