کارآفرینی بر دانش کسب وکار، انگیزش و رغبت شغلی دانشجویان ضروری می باشد .

۱-۴-اهداف تحقیق
هدف اصلی: شناخت میزان اثر بخشی دوره های آموزشی کارآفرینی بر روی دانش مدیریت کسب وکار، انگیزش و رغبت شغلی دانشجویان
اهداف ویژه:
تعیین میزان اثرگذاری آموزش مهارتهای کارآفرینی بر دانش کسب و کار دانشجویان
تعیین میزان اثرگذاری آموزش مهارتهای کارآفرینی بر انگیزش شغلی دانشجویان
تعیین میزان اثربخشی آموزش مهارتهای کارآفرینی بر رغبت شغلی دانشجویان

۱-۶-فرضیه‌های تحقیق
۱- دانش کسب و کار دانشجویان شرکت کننده در دوره های آموزشی مهارت های کارآفرینی بیشتر از دانشجویان است که در این دوره ها شرکت نکرده اند.
۲- انگیزش شغلی دانشجویان شرکت کننده در دوره های آموزشی مهارتهای کارآفرینی بیشتر از دانشجویانی است که در این دوره ها شرکت نکرده اند.
۳- رغبت شغلی دانشجویان شرکت کننده در دوره های آموزشی مهارتهای کارآفرینی بیشتر از دانشجویانی است که در این دوره ها شرکت نکرده اند.

۱-۱۲-متغیرها و تعریف عملیاتی آنها
خلاقیت۱ : یعنی بکار گیری توانائیهای ذهنی برای ایجاد یا تبلور یک فکر یا مفهوم جدید است و نیز برخی خلاقیت را به ترکیب ایده ها یا ایجاد پیوستگی بین ایده ها تعبیر نموده اند
نوآوری۲ : نوآوری بکار گیری ایده های نوین ناشی از خلاقیت می باشد د ر واقع نو آوری عملی ساختن ایده ناشی از خلاقیت را امکان پذیر می سازد و آن را بصورت یک محصول جدید یا خدمت تازه ارائه می نماید .
کارآفرینی۳: بنابر تعریف واژه نامه وبستر کارآفرین کسی است که متعهد می شود یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل نماید.از دیدگاه روانشناسان معتقدند کارآفرین کسی است که بوسیله نیروهای شخصی خود به پیش می رود، نیروهایی از قبیل نیاز به کسب کردن یا رسیدن به چیزی، تجزبه نمودن، انجام دادن یا شاید فرار از قدرت اختیار دیگران. از دیدگاه مدیران فرایند اداره و راهبری سازمان و ایجاد جو و محیط کارآفرینانه را کارآفرینی می نامند.
رغبت شغلی : میزان خشنودی فرد از محتوی و شرایط شغلش ، به ویژه از جهت انگیزه‌های درونی شغل.جنبه‌های مثبت یا منفی طرز تلقّی فرد نسبت به شغلش.
دانش کسب و کار: مجموع اطلاعاتی میباشد که به شخص جویای کار کمک میکند تا بامحیط اقتصادی وشرایط کسب وکار پیرامون خود آشنا شود وبهتر بتواند در فضای جامعه به شغل مورد نظر خود بپردازد، این اطلاعات میتواند در زمینه قوانین تجارت،قوانین مالیاتی،مدیریت مالی وحسابداری واصول ثبت شرکت و سایر فنون و قوانین باشد.

انگیزش : حالتی در افراد که آنان را به انجام رفتار وعمل خاصی متمایل می سازد.

۲-۱-مقدمه
مباحث مربوط به کارآفرینی به ویژه کارآفرینی دانشی عمر چندانی ندارند. در کشور ما، با عنایتی که برنامه ی سوم توسعه ی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور به موضوع کارآفرینی داشته است، تصویب طرح توسعه ی کارآفرینی در دانشگا ه های کشور (کاراد( انجام شده که به فعالیتهایی در سطح برخی از دانشگا ههای کشور منجر شده است. اگرچه آموزش به تنهایی زمینه ساز توسعه ی کارآفرینی و ایجاد کسب و کار مؤثر نیست اما به عنوان جزئی از یک سیستم توسعه بسیار حائز اهمیت است.
بررسی های انجام شده در ایالات متحده، اروپا و کشورهای جنوب شرقی آسیا نشان می دهد که اگر آموزش های کارآفرینی در کنار سایر اقدامات ترغیب کننده و تسهیل کننده قرار گیرند، اثربخشی قابل توجهی خواهند داشت. (شهرکی پور، بنی سی:۱۳۸۴)
در دهه ی ۷۰ میلادی دانشگاه های آمریکا به خاطر چیرگی بر توسعه ی فناوری های جدید و عدم انتقال آن به شرکت ها و بخش خصوصی مورد انتقاد قرار گرفتند. تا اینکه کنگره ی آمریکا قانون “بای دل” را جهت “یکسان سازی حق امتیاز” تصویب کرد.این قانون محدودیت بهره گیری از مالکیت حق امتیاز را برای دانشگاه هایی که از کمک های دولتی استفاده می کردند مرتفع می ساخت( فردمن و دیگران۴ ، مترجم طالبی ، زارعی یکتا ، ۲۰۰۲)
بررسی ها نشان داد که این قانون ، دانشگاه را به نیروهای اجرایی و کارآفرینانی که به دنبال تجاری سازی تکنولوژی های دانش بنیان هستند ، نزدیک تر می کند(جنسون و ترسبی۵ ۲۰۰۱: ص ۹۱) .
دنبال این قانون بسیاری از دانشگاه ها برای مدیریت و حفاظت از دارایی فکریشان،دفاتر انتقال تکنولوژی راه اندازی کردند. نقش این دفاتر که گاهی دفاتر حق امتیاز تکنولوژی نیز نامیده می شوند، تسهیل انتقال دانش تجاری (گسترش تکنولوژیک ) ازطریق دادن حق امتیاز اختراعات و سایر شکل های دارایی فکری منتج از تحقیقات دانشگاهی به صنایع بود، به طوری که حق امتیاز دانشگاه ها از ۳۰۰ مورد در سال ۱۹۸۰ به۳۷۰۰مورد در سال ۱۹۹۹ رسید. مهم تر از آن، محصولات زیادی از صنایع کلیدی استراتژیک یا فناوری بالا از جمله رایانه، داروسازی، بیوتکنولوژی و … از طریق فرآیند انتقال تکنولوژی از دانشگاه به صنعت توسعه پیدا کرده اند.(طالبی ، زارعی یکتا ، ۱۳۸۷)
از این رو در این تحقیق مطالب مورد نظر را در چهار بخش مجزا شامل کارآفرینی ، دانش کسب و کار ، انگیزش و رغبت شغلی مورد بررسی قرار می دهیم .
۲-۲- بخش اول : کارآفرینی
۲-۲-۱-کارآفرینی چیست؟
در مورد تعریف کارآفرینی دیدگاه های مختلفی وجود دارد و درک کامل مفهوم و موضوع ” کارآفر
ینی ” نیازمند اطلاع از دیدگاه های بین رشته ای می باشد. کارآفرینی برحسب ماهیت خود و توجه محققان رشته های مختلف از نظر روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، صنعت و حتی تاریخی تعریف شده است.
واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی “Entrepreneurs” به معنای “متعهد شدن” نشات گرفته است. کارآفرینی اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و تمامی مکاتب اقتصادی از قرن ۱۶ میلادی تا کنون به نحوی کارآفرینی را در نظریه های اقتصادی خویش تشریح نموده اند.
کارآفرینی از مباحثی است که در تمامی ابعاد توسعه اقتصادی و اجتماعی از حدود ۲۰ سال به این طرف عملاً در دنیای تجارت و کسب و کار مطرح شده است. از جمله تعاریف کارآفرینی می توان به موارد زیر اشاره نمود:
ژوزف شومپیتر۶( ۱۹۳۴) فرآیند کارآفرینی را ” تخریب خلاق” می نامد به عبارت دیگر ویژگی تعیین کننده در کارآفرینی همانا انجام کارهای جدید و یا ابداع روشهای نوین در امور جاری است. روش نوین همان “تخریب خلاق” می باشد. از نظر وی نوآوری در هر یک از زمینه های ذیل کار آفرینی محسوب می شود:
۱-ارائه کالای جدید.
۲-ارائه روش جدید در فرآیند تولید.
۳-گشایش بازاری جدید.
۴-یافتن منابع جدید.
۵- ایجاد هر گونه تشکیلات جدید در صنعت.
کارآفرینی کیفیتی است که افراد را قادر می سازد یک فعالیت جدید را شروع کنند یا با قدرت و به طور ناباورانه فعالیت موجود را توسعه دهند.
کارآفرینی موتور تحول و توسعه اقتصاد، فرهنگ و جامعه است. رشد و فراگیری این پدیده می تواند به تحول و دگرگونی اساسی در اقتصاد ملی منجر شود. کارافرینی فرآیندی است که طی ان فرد کارآفرین با ارائه ایده و فکر جدید ایجاد کسب و کار با قبول مخاطره و تحمل ریسک، محصول و خدمت جدید را ارائه میکند.
اگرچه تعاریف گوناگونی از کارآفرینی ارائه شده است، لیکن بیشتر نویسندگان و صاحب نظران در مجموع کارآفرینی را ” فرآیند شناسایی فرصتهای اقتصادی، ایجاد کسب و کار و شرکتهای جدید، نوآور و رشد یابنده برای بهره برداری از فرصتهای شناسایی شده می دانند که در نتیجه آن کالا ها و خدمات جدیدی عرضه می شود.”

۲- ۲-۲-تعاریف کارآفرین
ریچارد کانتیلون (۱۷۳۰) اولین کسی بود که این واژه را در علم اقتصاد ابداع نمود و آن را اینچنین تعریف نمود : کارآفرین فردی است که ابزار تولید را به منظور ترکیب به صورت محصولاتی قابل عرضه به بازار خریداری می کند. کارآفرین در هنگام خرید از قیمت نهایی محصولات اطلاع ندارد .
جان باپتیست (۱۸۰۳) کار آفرین را فردی میداند که مسوولیت تولید و توزیع فعالیت اقتصادی خود را بر عهده دارد.
فرانک نایت (۱۹۲۱) کار آفرینان را کسانی میشناسد که در شرایط عدم قطعیت۴ به اتخاذ تصمیم می پردازند و پیامدهای کامل آن تصمیمات را نیز شخصاً می پذ یرند.
طبق نظر کاسون (۱۹۸۲) کار آفرین فردی است که تخصص وی “تصمیم گیری عقلایی و منطقی در مورد ایجاد هماهنگی در منابع کمیاب” میباشد. وی “داشتن توان داوری و قضاوت۶” را عنصری مشترک در تمامی کار آفرینان تشخیص داده است . از دیدگاه کارلند (۱۹۸۴) کار آفرین فردی است که شرکتی را به منظور سود و رشد تاسیس مینماید و آنرا مدیریت کرده و از آن برای پیشبرد اهداف شخصی استفاده میکند .(مرکز کارآفرینی دانشگاه تبریز ، ۱۳۸۸)
همچنین به تعاریف زیر نیز می توان اشاره کرد: کارافرین کسی است که توانایی آن را دارد تا فرصتهای کسب و کار را ببیند و آنها را ارزیابی کند، منابع لازم را جمع آوری و از آنها بهره برداری نماید، و سپس عملیات مناسبی را برای رسیدن به موفقیت پی ریزی نماید .
کارآفرینان کسانی هستند که با ایجاد محصولات وخدمات نوین مورد نسیاز مردم، درآمد خوبی کسب می کنند. معمولاً گمان می رود که کارآفرینان در راه اندازی شرکتها تبهر دارند در هر حال، آنها، از هیچ، کسب و کارجدید خلق می کنند. انها به رغم مخاطرات بسیار، پیشگام کارهای جدید می شوند.
۲-۲-۳-کارآفرین کیست
بطور خلاصه کارآفرین فردی است عملگرا و خلاق که قدرت ریسک‌پذیری بالائی دارد. حاصل جمع شدن این ویژگی‌ها در یک شخص، زمینه‌ای است برای ایجاد کسب‌وکارهای جدید مبتنی برنوآوری. کارآفرین منتظر فرصت نمی‌ماند بلکه فرصت‌های موردنیاز را با خلاقیت ایجاد می‌کند، یعنی کارآفرینی، مقدمه‌ای است بر فرصت‌آفرینی. کارآفرین به هدف و به آنچه می‌بایست انجام گیرد توجه می‌کند نه به امکانات موجود. نیاز رشد و توسعه کارآفرینی است و نیاز نگهداری از دست‌آوردهای کارآفرینی، پشتیبانی از جانب سیستم‌های مدیریتی. کارآفرین حوزه‌های جدید کسب‌وکار را ایجاد می‌کند و حفظ آنها نیازمند مدیریت است تا کارآفرین هم‌چنان بدنبال کارآفرینی و فرصت‌آفرینی باشد. کارآفرین با نمایش افق‌های جدید، انگیزه لازم و با ابداع روش‌های جدید، حداکثر بهره‌وری لازم را در پرسنل ایجاد می‌کند. کارآفرین موتور توسعه اقتصادی، پایه‌گذار کسب‌وکارهای جدید، و بسترساز آینده‌ای پربار است.
شکل ۲-۱: اجزای تشکیل دهنده کارآفرینی
کارآفرین
فردی تصمیم آگاهانه می گیرد تا کار جدیدی را آغاز کند
فرصت
فرصتهای بازار را شناسائی و مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد
ساختار
کار آفرین تصمیم می گیرد به طور فردی یا تضامنی یا شرکت سهامی کار را آغاز کند
منابع
منابع مورد شناسائی قرار می گیرد و حمایت سرمایه گذاران جلب می شود
استراتژی
هدفهای کلی کار ، استراتژیها و برنامه های تفصیلی اجرا و معین می شود

۲-۲-۴- کارآفرینی سازمانی
به دلیل ایجاد عمده موفقیت‌ها توسط انسان‌های کارآفرین، امروزه کارآفرینی به عنوان یکی از ابزارهای توسعه محسوب می‌شود. در سازمان ها با توجه به افزایش سریع رقبای جدید و عدم پاسخگویی شیوه‌های مدیریت سنتی، ضرورت کارآفرینی مشهود است. کارآفرینی سازمانی فرآیندی است که در آن محصولات یا فرآیند های نوآوری شده از طریق ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان به ظهـور می رسند. در این ارتباط وظیفه سازمان‌های پویا کشف و پرورش افراد خلاق و کارآفرین است. سازمانی که استعدادهای نهفته در خود را نتواند به عرصه ظهور برساند در اندک زمانی مغلوب سازمان‌های دیگری خواهد شد که در به کارگیری استعدادها و ارائه محصول جدید با هزینه اندک قدرت داشته و از مدیریتی لایق با افق‌ دید وسیع برخوردار هستند.
برای دستیابی به کارآفرینی سازمانی نیاز به ابزار است. یکی از ابزارهایی که برای رشد و توسعه کارآفرینی سازمانی مفید می باشد، نظام پیشنهادات است. نظام پیشنهادات، تکنیکی است که می‌توان از فکر و اندیشه های کارکنان برای مسئله یابی، چاره‌جویی و حل مسائل و مشکلات سازمانی بهره جست. بر اساس نظام پیشنهادات کلیه کارکنان از عالی ترین رده سازمانی تا پایین ترین سطح آن می‌توانند پیشنهادات ، ایده‌ها ، ابتکارات و نظرات خود را برای رفع نارسایی‌های موجود در روند کاری و یا بهبود روش های انجام کار و یا افزایش کیفیت تولید ارائه دهند.( اخوان صراف ، ۱۳۸۷)
۲-۲-۵- چارچوب کارآفرینی سازمانی
علاوه بر افرادی که مایلند کارآفرین شوند و سرمایه گذارانی که مایلند آنها را حمایت کنند، افراد زیادی به آنچه که به عنوان کارآفرینی درون سازمانی یا کارآفرینی در بستر یک شرکت سهامی بزرگ از آن یاد می‌شود تمایل دارند. از اوایل دهه ۱۹۸۰ با اهمیت یافتن کارآفرینی و تاکید شرکتها بر نوآوری برای بقا و رقابت با کارآفرینانی که بیش از پیش در صحنه بازار ظاهر می شدند، موجب هدایت فعالیتهای کارآفرینانه به درون شرکتها شدند (وانکن و دیگران۷، ۱۹۸۸، ص ۱۶).
همراه با رسوخ فرآیندهای اداری و دیوان سالاری در فرهنگ شرکتها، دردهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، کارآفرینی در سازمانهای بزرگ به طور فزاینده‌ای مورد توجه مدیران ارشد شرکتها قرار گرفت تا آنها نیز بتوانند به فرآیند اختراع، نوآوری و تجاری کردن محصولات و خدمات جدید خود بپردازند.
با آغاز دهه ۱۹۸۰، و پیشرفت ناگهانی صنایع در عرصه رقابتهای جهانی اهمیت تفکر و فرآیندهای کارآفرینانه در شرکتهای بزرگ، بیش از گذشته موردتاکید قرار گرفت و محققان کانون توجه خود را ب

متن کامل در سایت سبز فایل


دیدگاهتان را بنویسید