کسب نموده و به دنبال کشف موقعیت‌های جدید می‌باشد، باید از کوته فکری و بکارگیری سیاست تک محصولی و از دنبال نمودن نتایج کوتاه مدت پرهیز نماید. چرا که واحد تجاری به آرمان گرایی و آینده نگری نیاز بیشتری دارد. مشکل موقعی ظاهر می‌شود که بلوغ فرا می‌رسد. در این دوره تاکید جدی و الزام بر ایجاد نظام، خط مشی‌ها، مقررات و دستورالعمل‌ها می‌باشد. در حقیقت، در این دوره است که به مهارت های متفاوت با دوره قبل نیاز است. آنها سعی می‌کنند برای ارضاء این نیاز مدیری متخصص را از خارج از سازمان استخدام کنند. مورد دیگری که مرحله انتقال قدرت و اختیارات را پیچیده‌تر می‌سازد، این است که واحد تجاری باید در اهداف خود تغییراتی ایجاد نماید. واحد تجاری باید اهداف را از حالت “بیشتر، بهتر است” به حالت “بهتر، بیشتر باشد” یا به عبارت دیگر از وضعیت “کار بیشتر” به حالت “کار حساب شده‌تر و با تدبیرتر” تغییر دهد. اگر از یکی از مدیران واحد تجاری در دوره رشد سریع سوال نمایید که چگونه پیش می‌روید، پاسخ این است که “عالی، فروش ما حدود ۳۵ درصد افزایش داشته است” و اگر راجع به سود آنها سوال کنید، خواهید شنید: ما نمی‌دانیم، بروید از دایره حسابداری و امور مالی سوال کنید.
در مرحله بلوغ اگرچه همه به دنبال آن هستند که بهتر سازماندهی شوند، لیکن در مقابل تلاش‌هایی که برای سازماندهی انجام می‌شود واکنشی نشان می‌دهند که واحد من خوب کار می‌کند، پس بررسی را باید از بخش دیگری شروع نمایند. همین جاست که مشکل آغاز می‌گردد. برای سازماندهی بهتر، لازم است که همه در بازسازی ساختار جدید همکاری و مساعدت نمایند و برای انجام موفقیت‌آمیز چنین مرحله‌ای و طی شدن اصولی مراحل مختلف آن، به اعتماد و احترام فراگیر در سراسر واحد تجاری نیاز می‌باشد. واحد تجاری در مرحله بلوغ اجازه نمی‌دهد زمان با کارهای دفتری صرف شود چرا که واحد تجاری هنوز در دوره رشد سریع است و می‌خواهد با همان نرخ رشد قبلی فعالیت نموده و همزمان نیز سازماندهی شود لیکن این دو متضاد با یکدیگر هستند. برای اعمال بهتر سازماندهی، باید تب فروش در واحد تجاری فروکش کند. در واقع نتیجه سه عامل تفویض اختیار، تغییر در رهبری و جابجایی اهداف، تضادی جدی را ایجاد خواهد نمود. برای واحد تجاری در مرحله بلوغ، تضاد در ابعادی که مطرح شد امری طبیعی است (وستون و دیگران، ۱۳۸۶).
۵-۴-۲) تکامل
تکامل۹۶چیست؟ چه دوره‌ای است؟ نقطه‌ای است بهینه از منحنی عمر واحد تجاری که در آن وضعیت تعادلی سازنده بین دو عنصر قابلیت کنترل و انعطاف پذیری در واحد مستقر می‌شود. باید توجه داشت که تکامل بدان معنی نیست که واحد تجاری به نقطه بیشینه منحنی عمر رسیده باشد، بلکه بدان معنی است که واحد تجاری هنوز در حال رشد است. تکامل یک فرآیند است و نه مقصد و هدف.
ناحیه صعودی منحنی عمر، نمایانگر فزونی انرژی واحد تجاری و توان دستیابی به نتایج ثمربخش و کارآمد در کوتاه مدت یا بلندمدت است. بنابراین در شرایطی که واحد تجاری از مرحله تکامل عبور کرده باشد، قدرت حیاتی آن افزایش می‌یابد. این افزایش قدرت حیاتی، از تحرک واحد تجاری که در مرحله ایجاد به وجود آمده سرچشمه گرفته، در مرحله طفولیت آزمایش شده، در مرحله رشد سریع تقویت گردیده، در مرحله بلوغ چارچوب و فرم پذیرفته و در مرحله تکامل کاملاً منسجم گردیده است. بنابراین اگر بنگاه در مرحله تکامل این انرژی را مجدداً تقویت ننماید و کارآفرینی۹۷ از آن رخت بربند و دائماً سعی به استفاده از این انرژی به جای تقویت آن باشد، نرخ رشد خود را از دست می‌دهد و انرژی حیاتی نیز کاهش می‌یابد آنگاه است که به دوره بعدی، یعنی ثبات۹۸ وارد خواهد شد. این دوره، پایان دوره رشد و آغاز دوره افول واحد تجاری می باشد. مشخصات واحدهای تجاری که در دوره تکامل قرار دارند عبارتند از:
الف) وجود سیستم‌های تخصصی، حرفه‌ای و ساختار سازمانی؛
ب) نهادی بودن دیدگاه و تفکر خلاق؛
ج) به دنبال نتیجه بودن(واحد تجاری احتیاجات مشتریان را مرتفع نماید)؛
د) واحد تجاری به گونه‌ای قابل پیش‌بینی توان اجرایی خود را افزایش می‌دهد(بالا و متیوس۹۹، ۲۰۰۲).
۶-۴-۲) دوران پیری
ثبات
ثبات اولین مرحله از دوران پیری واحد تجاری است. در این مرحله واحد تجاری هنوز قدرتمند می‌باشد، لیکن به تدریج قابلیت انعطاف خود را از دست می‌دهد. واحد تجاری در انتهای دوره رشد خود که شروعی است برای اشاعه مرحله افول، قرار دارد. واحد تجاری در وضعیتی است که در آن شعار “اگر هنوز نشکسته پس نیازی به اصلاح ندارد” تکرار می‌گردد. تدریجاً روحیه خلاقیت، نوآوری و شهامت از دست می‌رود.
به تدریج که انعطافپذیری کاهش می‌یابد نقش سازمانی حاکم می‌شود. واحد تجاری هنوز نتایج گرایی را دنبال می‌کند و در این رابطه هم بخوبی سازماندهی می گردد. تضاد سلیقه‌هایی که در دوره‌های قبل بروز کرده بود در این دوره کمتر مشاهده می‌شود. اصولاً موارد کمتری جهت بروز تضاد و مبارزه وجود دارد و کاهش احساس خطر از جانب همکاران مشهود می‌باشد. در چنین سازمانی اعتماد زیادی نسبت به آنچه در گذشته به انجام رسیده وجود دارد. در این زمان معمولاً بنگاه برای خود و بازار موقعیتی با ثبات کسب کرده و احساس امنیتی را که ممکن است در دراز مدت بی‌اساس باشد، توسعه می‌دهد. گاه نشانه‌هایی از خلاقیت و پذیرش فوریت‌ها مشاهده می‌گردد لیکن عمر این موارد کوتاه است. نظم گرایی و عملیات محافظه کارانه در ج
هت حفظ آنچه که در گذشته به انجام رسیده بر واحد های تجاری حاکم می‌شود.
کارکنان در این مرحله به جای آنکه وقت خود را صرف مشتریان یا قسمت فروش کنند(مانند گذشته)، در دفاتر خود و با یکدیگر تلف می‌کنند و احساس فوریت در امور به تدریج ناپدید می‌گردد. تغییراتی نیز در طول مرحله ثبات به وقوع می‌پیوندد. اولین تغییرات مربوط به بودجه است. بودجه تحقیقات و نیز بودجه بازاریابی در جهت افزایش سودآوری شرکت کاهش می‌یابد، توسعه مدیریت جایگزین آموزش مدیریت می‌گردد و سیاست سودآوری کوتاه مدت در شرکت جا می‌افتد. دومین تغییری که صورت می‌پذیرد انتقال قدرت به نفع سازماندهی بیشتر است. پرسنل مالی اهمیت بیشتری نسبت به کارکنان بازاریابی و بخش مهندسی یا تحقیق و توسعه پیدا می‌کنند. بازگشت سرمایه به عنوان یک مشخصه مسلط در عملکرد واحد تجاری در نظر گرفته می‌شود. واحد تجاری به ندرت خطر را پذیرا شده و انگیزه کمتری برای خودنمایی دارد. اگر ملاک ارزیابی میزان فروش باشد واحد تجاری هنوز در حال رشد است در حالیکه عوامل افول به وجود آمده و روحیه کارآفرینی تحلیل رفته است. مشخصه‌های ثبات سازمانی عبارتند از:
الف) انتظار کمتری برای رشد وجود دارد؛
ب) چشم داشت کمتری به بازارهای جدید، تکنولوژی مدرن و پیشتازی وجود دارد؛
ج) بدگمانی نسبت به تغییر به وجود می‌آید؛
د) کسانی که مطیع اوامر هستند ، تشویق می شوند؛
ه) توجه زیاد از حدی به روابط بین پرسنل سازمانی به عوض توجه به پذیرش خطر می‌شود.
در صورت طولانی شدن دوران رکود عامل خلاقیت و توانایی بنگاه در تامین نیازهای مشتریان به تدریج کاهش می‌یابد و به ناچار به دوره بعدی می‌لغزد، وقایع مهمی همانند آنچه در مراحل مربوط به دوران رشد مشاهده شد درگذر از این دوره اتفاق می‌افتد. از دوره تکامل به بعد حرکت در طول منحنی عمر، در واقع تحولی است به سمت انحطاط(میشکین۱۰۰، ۱۳۸۹، ۲۴).
اشرافیت
مرحله اشرافیت۱۰۱ با ویژگیهای رفتاری زیر مشخص می‌گردد:‌
الف) پول در جهت کنترل سیستم، سودآوری و تشکیلات مصرف می‌گردد؛
ب) در انجام امور به عوض اینکه “چه کاری؟ ” و “چرایی؟ ” انجام کار سوال شود؛ اینکه در گذشته “چگونه” انجام شد مورد تاکید است؛
ج) رواج امور تشریفاتی در لباس، القاب و سنت ها صورت می پذیرد؛
د) افراد نسبت به حیات سازمان علاقمند هستند ولی همه پند حکیمانه “حرکت نکن کار طبق روال است” را در انجام امور مدنظر دارند؛
ه) نوآوری در داخل واحد تجاری بسیار کم است. ممکن است شرکت به منظور تحصیل تولیدات و بازارهای جدید و یا به عنوان کوششی جهت خرید کارآفرینی اقدام به خرید شرکت های دیگر نماید (ترکیب از نوع تحصیل)؛
ی) بنگاه از نقدینگی بالایی۱۰۲ برخوردار است.
نقصان انعطافپذیری که از مرحله تکامل شروع شده بود، گسترش می یابد، در نتیجه قابلیت اجراء و حصول نتایج نیز کاهش می‌یابد. به تدریج که از سود مندی سازمان در بهره‌گیری از فرصت‌های بلند مدت کاسته می‌شود، قابلیت واکنش در برابر نیازهای کوتاه مدت نیز از دست می‌رود. دنبال کردن اهداف کوتاه مدت با کسب نتایج نسبتاً مطمئن و خط مشی میانه روی در تصمیم‌گیری‌ها هویدا می‌شود. واحد های تجاری در مرحله اشرافیت، عمدتاً سعی در افزایش سود از طریق افزایش درآمد فروش دارند نه از طریق حذف هزینه‌ها. البته ممکن است هزینه‌ای را حذف کنند، لیکن فقط در صورتی که واقعاً مجبور باشند، تازه آن هم فقط در مورد اقلام بی‌اهمیت. افزایش قیمت‌ها در شرایطی که سهم بازار در حال کاهش است مانند پاشیدن بنزین بر روی آتش است. چنین عملی فقط شتاب حرکت را در لغزش به سمت دوره بعدی پیری زیادتر می‌کند. واحدهای تجاری در این مرحله معمولاً محافظه کار و غیرقابل تغییرند، زیرا در داخل هیچ درخواستی در راستای حمایت از سرمایه‌گذاری وجود ندارد. از آنجا که تقاضای سرمایه‌گذاری و تبعاً نقدینگی در داخل ناچیز است لذا به دنبال کشف فرصت‌های رشد و سرمایه‌گذاری۱۰۳ در خارج از واحد خود می‌باشند(میشکین۱۰۴، ۱۳۸۹، ۲۴).
بوروکراسی اولیه
مشخصه‌های رفتاری واحدهای تجاری در مرحله بوروکراسی اولیه۱۰۵ عبارتند از:
الف) به جای اینکه به دنبال پاسخ “چه باید کرد؟ ” برای رفع مشکل باشند، تاکید بر سوال” چه کسی مقصر است؟ ” رایج می‌گردد(گویی اگر معلوم شود عامل مشکل چه کسی بوده مشکل حل خواهد شد)؛
ب) کشمکش، از پشت خنجر زدن۱۰۶ و مبارزه تن به تن بسیار رایج می‌شود؛
ج) جنون سوء ظن واحد تجاری را فرا می‌گیرد؛
د) تمام توجه، به میدان جنگ داخلی معطوف شده و مشتری یک مزاحم است؛
ه) خلاقیت و نوآوری کاهش می‌یابد؛
ی) سهم بازار محصول۱۰۷، مخارج بازاریابی و تبلیغات و در نتیجه درآمد فروش تقلیل می‌یابد؛
م) بنگاه از نقدینگی پایینی ۱۰۸برخوردار است.
بوروکراسی و افول
در دوره بوروکراسی، واحد تجاری منابع کافی برای خود ایجاد نمی‌کند. وجود خود را نه با عملکرد خوب بلکه با این واقعیت که وجود دارد توجیه می‌کند. با کمک سیستم‌های پشتیبانی۱۰۹ (حیات مصنوعی) فقط مرگ را به تعویق می‌اندازد. واحد تجاری در مرحله بوروکراسی دارای خصیصه‌های ذیل می‌باشد:
الف) دارای سیستم‌های فراوان و عملکرد ناچیز است؛
ب) هیچ گونه پیوستگی با محیط خارج واحد تجاری ندارد و تمام توجه آن به خودش معطوف می‌باشد؛
ج) هیچ گونه کنترلی احساس نمی‌شود؛
د) برای انجام کاری موثر در واحد تجاری، مشتریان باید روش‌های پردردسری را بیاب
ند تا از راه های فرعی و انشعابی یا ایجاد شکاف در سیستم به نتیجه برسند؛
ه) یکی از بارزترین مشخصه‌های یک واحد تجاری بوروکراسی معتبر دانستن مطالب به صورت مکتوب است.
واحد تجاری درمرحله بوروکراسی درهم ریخته و بی‌نظم است و کسی اطلاع کاملی از آنچه باید انجام شود ندارد. آنها همه دستورالعمل‌ها را می‌دانند اما نمی‌توانند به خاطر آورند که این دستورالعمل‌ها با چه هدفی صادر شده‌اند. بنابراین بوروکراسی براساس تشریفات عمل می‌کند نه براساس دلائل. بوروکراسی‌هایی که انجام تغییر در سازمان آنها بسیار مشکل به نظر می‌رسد، ممکن است از مرکز پوسیده بوده و در مرز ورشکستگی۱۱۰ قرار داشته باشند. واحد های تجاری در مرحله بوروکراسی ممکن است در یک حالت انجماد زنده بمانند. این مورد هنگامی اتفاق می‌افتد که آنها قادر باشند در یک جدایی کامل از محیط به کار خود ادامه دهند. مثال‌هایی از این دست شامل شرکت‌های دارای امتیاز انحصاری و سازمان‌های دولتی هستند. نتیجه چنین روندی، طولانی کردن زندگی مصنوعی واحد تجاری به قیمت بسیار گزاف می‌باشد. ممکن است مرگ حقیقی سال‌ها به طول انجامد. زوال هنگامی حادث می‌گردد که دیگر کسی نسبت به بنگاه متعهد نباشد. در چنین بوروکراسی، مرگ به تعویق می‌افتد زیرا تعهد و الزام بر ادامه حیات آن مبتنی بر خواست مشتریان نمی‌باشد، بلکه بر علائق سیاسی استوار است، که بقای واحد تجاری را به دلایل سیاسی توجیه می‌کند، در صورتی که اگر واحد تجاری وابسته به نظر مشتریان می‌بود، می‌بایست در حال حاضر مرده باشد، زیرا مشتریان آن از دست رفته اند(بالا و متیوس۱۱۱، ۲۰۰۲).
۷-۴-۲) نحوه عملکرد و تعیین موقعیت واحد های تجاری در منحنی چرخه عمر
تفاوت‌های روشنی بین آن دسته از واحد های تجاری که از نظر منحنی چرخه عمر در دوران رشد قرار دارند و واحد های تجاری که دوران پیری را می‌گذرانند وجود دارد. این تفاوت‌ها تا مراحل پیشرفته دوره تکامل، پنهان و با شروع دوران پیری که دوره ثبات نامیده می‌شود شروع به خودنمایی می‌کنند و به صورتی فزاینده در جهت حکم فرمایی بر فرهنگ سازمانی رشد می‌نمایند. مقایسه این تغییرات بطور خلاصه در جدول زیربیان شده است(میشکین، ۱۳۸۹، ۴۹).

تفاوت‌های بین شرکتهای دردوران رشد و شرکتهای دردوران پیری
شرکت‌های در حال رشد
شرکت‌های در حال پیری
۱. موفقیت‌های افراد ناشی از خطرپذیری آنهاست.
۱. موفقیت‌های افراد نتیجه محافظه کاری آنهاست.
۲. توقعات فراتر از نتایج است.
۲. نتایج بر انتظارات ترجیح دارند.
۳. نقدینگی ضعیف است(LLP).
۳. نقدینگی بالاست(HLP).
۴. تاکید بر عملکرد است به عوض قالب و شکل ظاهری.
۴.

متن کامل در سایت سبز فایل


دیدگاهتان را بنویسید