دیده شناسی عمومی جهانی “رابرت الیاس” دانشمند سیاست پیشه در دانشگاه سان فرانسیسکو است. در سال‌های دهه ???? مطالعه‌های فردی قربانیان جرایم خاص تحت تاثیر مطالعه‌های کلی بزه دیدگی قرار گرفت. طی ?? سال اخیر بزه شناسی دچار تغییر و تحول عمده‌ای شد. بزه دیده شناسی اولیه جنبه نظری داشت که کم کم با تحقیق‌های افرادی نظیر “آلن برگر”، “ولفگانگ”، “کورتیس” و “سیلورمن” جنبه کاربردی پیدا کرد. نشست‌های بزه دیده شناسی آن را از یک نظام دانشگاهی به یک جنبش انسانی و از تحقیق علمی به عمل‌گرایی سیاسی تبدیل کرد، به طوری که در نخستین کنفرانس ملی قربانیان بزه – تورنتو ???? – جنبش بزه دیده، صنعت توسعه یافته دهه نامیده شد.۵
در قرن نوزدهم، رخداد تحولی مهم درعرصه علوم جنایی یعنی به وجود آمدن جنبش ایتالیایی تحققی، در مغفول ماندن هرچه بیشتر بزه دیده از دیدگان نظام عدالت کیفری، نقش قابل توجهی ایفا نمود. در نتیجه این تحول دانش “جرم شناسی” ۶(در سال ۱۸۷۶ با انتشار کتاب انسان بزهکار لمبروزو) متولد شد. از منظر مکتب تحققی، رفتار مجرمانه تحت تاثیر یکسری عوامل یا نیروهای جسمانی یا فیزیولوژیکی یا اجتماعی شکل می گیرد که مرتکبان آن، قادر به کنترل و حتی درک آن نیستند. در این رویکرد بزهکار خود قربانی جرم خویش تلقی می شود و این همان اندیشه “مجرم به عنوان قربانی جرم” است که با نفی اصل اختیار و آزادی اراده حقوق جزای کلاسیک، اصل اجبار را جایگزین آن می نماید. البته نویسندگان این مکتب نیز به حمایت از بزه دیده گهگاه همت گماشته اند. از جمله انریکوفری که در کنگره های انسان شناسی جنایی، حمایت از بزه دیده را ضروری می دانست. لیکن توجه این دسته از متفکران به بزه دیده امری جانبی و فرع بر توجه به بزهکار، مبارزه با وی و بزه ارتکابی، اصلاح و درمان مجرم و دفاع اجتماعی می باشد.
با ورود به قرن بیستم، تحولی اساسی در وضعیت بزه دیده ایجاد شده است. این تحول شگرفت سبب بروز رویکرد متفاوت نبست به مساله بزه دیده گردید. از اواسط سده بیستم میلادی (حدود سالهای ۱۳۳۰ خورشیدی) به تدریج، روابط موجود قبل از عمل مجرمانه میان بزهکار و بزه دیده مستقیم، بیش از پیش توجه جرم شناسان را به خود جلب کرد و در فرضیه ها و مطالعات جرم شناختی، شخصیت بزه دیده و خصوصیات مختلف این شخصیت۷ (جنبه های زیست شناختی، مثلاً سن که اطفال و سالمندان را آسیب پذیر می سازد و جنسیت که در حمله به زنان نقش مهمی دارد، آسیب شناسی که خطراتی را برای معلولان به دنبال دارد و جامعه شناختی)۸ و بویژه تاثیر او در تکوین جرم مورد توجه قرار گرفت. به بیان دیگر بررسی عوامل بزه دیده زا و بزه دیدگی در کنار عوامل جرم زا، وارد مطالعات جرم شناسی شد و بدین سان رشته بزه دیده شناسی علمی (نخستین) در سال ۱۹۴۸ (یعنی تقریباً هفتاد سال پس از تولد جرم شناسی) با انتشار کتاب “بزهکار و قربانی او” اثر “هانس فن هنتیگ” به وجود آمده.
از آغاز سالهای ۱۹۷۰ میلادی (حدود سالهای ۱۳۵۰ خورشیدی) جریان های عقیدتی، بویژه طرفداران حقوق زن با انتقاد به دیدگاههای بزه دیده شناسی علمی – که دست کم در مورد برخی جرایم، شخصیت، رفتار و نقش بزه دیده را بی تاثیر در فرایند ارتکاب جرم نمی دانستند و حتی او را مقصر در آنچه بر سرش آمده است قلمداد می کردند- بحث حمایت از بزه دیدگان مستقیم و غیرمستقیم را به میان کشیدند (بزه دیده شناسی حمایتی یا ثانویه).
بنابراین، باتوجه به مطالب مذکور، رویکرد نخست بزه دیده شناسی را می توان مرحله مقصر انگاشتن بزه دیده در فرایند ارتکاب جرم و رویکرد دوم را مرحله حمایت از بزه دیده نام نهاد. البته به نظر تفکیک این دو رویکرد از یکدیگر و قرار دادن آنها در عرض یکدیگر کار صحیحی نیست. توضیح اینکه در رویکرد نخست یا بزه دیده شناسی اولیه نیز مراتبی از حمایت از بزه دیدگان به چشم می خورد. به عبارت دیگر طبقه بندی بزه دیدگان براساس معیارهایی چون سن یا جنس (اطفال، سالمندان و زنان بزه دیده) در بزه دیده شناسی اولیه حاکی از نگاه حمایت گونه به این اقشار آسیب پذیرمی باشد. به هرحال در چارچوب رویکرد دوم که قرائت عقیدتی از بزه دیده شناسی معرفی می شود، مطالعه علمی نقش بزه دیده در فرایند ارتکاب جرم، جای خود را به دفاع از حقوق بزه دیده داده و آن جنبش علمی اولیه، تبدیل به یک جنبش حمایتی مبارزاتی می شود. هدف این جنبش مبارز ارائه کمک و خدمات اجتماعی و حقوقی به بزه دیدگان و تلاش در جهت ترمیم آثار سوء ناشی از جرم عنوان می شود.
خلاصه اینکه حمایت از بزه دیده در میان علوم جنایی و جرم شناسی اهمیت قابل توجهی یافته است و جایگاه ویژه ای در کنار رشته های دیگری چون حقوق کیفری، جرم شناسی و حتی در درون علم بزه دیده شناسی (بزه دیده شناسی نخستین) به دست آورده است. حمایت از بزه دیده علاوه بر بررسی موقعیت او در یک نظام کیفری خاص، نیازها و مشکلات او، راه های پاسخ به آنها را نیز مدنظر قرار می دهد. امروز در کشورهای مختلف، راه های گوناگونی برای پاسخ به نیازهای بزه دیدگان و ترمیم آلام جسمی و بویژه روانی آنها وجود دارد و همان طور که گفته شد، این مطالب موضوع بحث رویکرد دوم بزه دیده شناسی یا بزه دیده شناسی حمایتی می باشند.
پیشگامان شاکی شناسی ( مندلسون ، فردریک ورتام ، هانس فن هینتیگ ، هانری امن )
قبل از اینکه بدانیم بنیانگذار بزه دیده شناسی کیست باید گفت که مفهوم اولیه بزه دیده شناسی را نه جرم شناسان وجامعه شناسان بلکه توسط شعرا، نویسندگان وداستان سرایان بنا نهاده شد. داس
تان سرایانی که در میان آنها توماس دی کوینس،خلیل جبران، آلدس هاکسلی،مارکوس دی سیه وفرانزورفل به چشم می خوردند.
در مورد اینکه چه کسی برای اولین بار این اصطلاح را بکار برد، اختلاف نظر وجود دارد. به باور وان دیک، مندلسون نخستین کسی بوده که در سال ۱۹۴۷ این اصطلاح را در مقاله ای که به کنگره بخارست ارائه کرد بکار برد. ولی، عزت عبدالفتاح براین باور است که این اصطلاح برای نخستین بار در سال ۱۹۴۹ از سوی فردریک ورتام۹ در ارتباط با قتل عمدی به کار رفت و سپس به جرم های دیگر نیز کشانده شد.۱۰
با این همه، باید گفت با وجود آنکه بنیامین مندلسون- وکیل کیفری آمریکایی، چند سال قبل از اینکه “هانس فن هینتیگ” در سال ۱۹۴۱ بدان بپردازد، در سال ۱۹۳۷ به ارزیابی علمی بزه دیده شناسی پرداخت (حتی این دو از فعالیتهای یکدیگر در زمینه بزه دیده شناسی ناآگاه بودند) ولی بنیانگذار بزه دیده شناسی را به عنوان یک رشته علمی خاص و در مفهوم مضیق کلمه، به تلاشهای “هانس فن هنتیگ” آلمانی نسبت می دهند، یا به عبارت دیگر” هانس فن هنتیگ” اغلب به منزله بنیان گذار بزه دیده شناسی شناخته می شود و وی پدر بزه دیده شناسی می باشد.
هنتیگ در سال ۱۱ ۱۹۴۰ به بررسی روابط مباشر جرم و قربانی او مبادرت ورزید و در همین راستا چندین گروه بزه دیده را از یکدیگر تشخیص داد. وی حاصل پژوهشهای خود را در قالب کتابی به نام “بزهکار و قربانی او” در سال ۱۹۴۸ منتشر ساخت.
در نهایت، باید به تلاشهای “هانری الن برگر” روان پزشک کانادایی نیز اشاره داشت وی به تبیین سه مفهوم مهم در این رشته علمی یعنی “بزهکار- بزه دیده”، “بزه دیده پنهان” و “رابطه خاص بزهکار- بزه دیده” پرداخت.۱۲
علاوه بر سه پیشگام فوق در زمینه دانش بزه دیده شناسی، نباید نقش عزت عبدالفتاح، جرم شناس کانادایی را در این زمینه نادیده انگاشت. وی در دهه ۱۹۶۰ و به طور دقیق تر در سال ۱۹۶۶، در سالنامه بین المللی جرم شناسی، بر اهمیت بررسی نقش بزه دیده از منظر جرم شناسی (علمی) تاکید می ورزد و علت حدوث این تاخیر را در توجه به طرف دوم پدیده جنایی (بزه دیده) را افراط و زیاده روی مکتب کلاسیک حقوق کیفری در تجرید پدیده بزه از بزهکار، و همچنین رویکرد مکتب تحققی و اثباتی ایتالیایی در تمرکز بر بزهکار معرفی می کند. بدین ترتیب به نظر او هرچند توجه به عمل ارتکابی (مفهوم مجرد بزه) تنزل یافته و به حداقل می رسد، ولی بازهم بزه دیده در پرده استتار باقی می ماند .۱۳

۲-۱-۱جایگاه شاکی دردوره ی جنگ های خصوصی
اگر نگاهی به اولین تحولات واکنش اجتماعی در مقابل پدیده جرم و بزه داشته باشیم و بخواهیم به بررسی دادخواهی شاکی یا زیان دیده بپردازیم باید آثار جایگاه شاکی و متهم را قبل از ادیان کهنی مانند زردتشت و یهود را بررسی کنیم ، هنگامیکه ویژگیهای دادگستری خصوصی ( اولین دوره تحولات در حقوق کیفری ) را مطالعه می کنیم ، به این برداشت می رسیم که در آن دوران هر کدام از اقوام شاکی یا بزه دیده می توانست ، نیابتاً از ناحیه شخصی که مجنی علیه واقع شده به انتقام و بعضاً اجرای حکم بپردازد ( طرح شکایت انتقام گرایانه از ناحیه دیگران ) و از طرف دیگر این انتقام یا قضاوت می توانست علیه هر کدام از اقوام و اعضای خانواده متهم اجرا شود . عرف حاکم بر آن زمان آنرا منطقی تلقی می نمود . لذا در این دوره اصل مسئولیت جمعی حاکم بود و اگر کسی جرمی مرتکب می شد نه تنها خود او بلکه کلیه اعضای خانواده و حتی بستگان او مورد تهاجم قرار می گرفتند .۱۴ کما اینکه هنوز در بین عشایر و اقوام ایرانی این شیوه مرسوم است .دراین دوران شاکی شکایت خودرابه هیچ مرجع خاصی ارائه نمی داد ، بلکه آن رابه پدر خانواده یابزرگ خانواده انعکاس می داد و بزرگ خانواده به همراه سایر نیروهای جنگجویش به انتقام علیه متهم یاخانواده و سایر بستگان او می پرداختند.۱۵ در این زمان دلایل و مدارک شاکی آلام و جراحات وارده و بعضاً خساراتی که از ناحیه بزهکار بر او وارد شده بود مستند ادعای وی می شد.
۲-۱-۲جایگاه شاکی دردوره دادگستری عمومی
از نظر تاریخی ، ابتدا تعقیب دعوی کیفری و اقامه شکایت به عهده فرد بزه دیده است .۱۶ زیرا شکایت کننده به واسطه ضایع شدن حقش این حق را برای خود مسلم دانسته و با حضور به مراجع ذیصلاح جهت احقاق حق اعلام شکایت می نماید. این سلب حق اختیار تعقیب را برای صاحب حق محفوظ می دارد . در دوره ای که این رویکرد تجلی داشت و به دادگستری خصوصی معروف است اندیشه تعقیب جرائم توسط نماینده جامعه مطرح نبوده است و شاکی و بستگان وی به طور خصوصی در صدد تعقیب مجرم بر می آمدند و با جمع آوری دلایل ، مجازات مرتکب را از دادگاه تقاضا می نمودند .که بعضاً سعی پراین داشتندبه نفع نزدیکان خود سوگند یاد کنند.
به هر حال دراین دوره شاکی ازناحیه بستگان خود مورد حمایت روحی وعاطفی قرارمی گرفت . سپس همگی علیه بزهکار به انتقام می پرداختند.این انتقام دربعضی موارد مساوی باجنایت وارده بر شاکی بود ودرمواردی هم نامساوی بوده.ودرمواردی هم این مجازاتها اثر قهقرایی ( درگیری های پی در پی و متقابل ) پیدا می کرد .اگر خوب کنکاش نماییم به این برداشت میرسیم کسی به حقش می رسید که پدر مقتدر یااز قدرت طایفه ای خوبی برخوردار باشد که در اصطلاح بختیاریها افراد چوب بردار خوبی داشته باشند. ۱۷درغیر این صورت تا ابدالدهر به حقش نمی رسید.در این دوره شاکی به محض ورود ضرر شاکی تلقی می شودوذی حق واقع می شد حتی اگر در ایجاد ضرر خودش هم مقصر باشد.چون ملاک مجازات تصمیم رییس خ
انواده بوده که همه ی افراد را ملزم به تبعییت می کرد.۱۸
در این دوره شاکی علاوه بر توسل به مقامات دولتی وقضایی در جهت احقاق حق خود وفرا خواندن آن قوا در حمایت ازخود ، دین ومذهب هم به کمک وی می شتافتند و جانی را علاوه بر مجرمیت گناهکار نیز تلقی می نمودند.در این زمان بود که قانون حمورابی ۱۹ باپیش بینی قصاص (اعم از نفس وعضو)وخونبهارا جهت فصل خصومت درمکانیز حقوقی رونق داد وشاکی توانست در قابل جنایات وارده خسارات مالی نیز دریافت کند.از خصوصیات این دوره که موجب نارضایتی شاکی بود اصل سازش اجباری بود بدین معنی هر کدام از طرفین مجبور به مصالحه می شدند . ۲۰دراین مرحله همانطوری که از نامش پیداست جرم علاوه برجنبه ی خصوصی ، جنبه ی عمومی نیز پیدا کردومجازات از هر دو جهت بر مجرم فشار وارد می کرد.اما رفته رفته شدت این مجازاتهاکه هنوز به قصد تشفی خاطر زیاندیده وعبرت دیگران به اجرا در می آمد کاسته شد وبه عنوان یکی از تدابیر پیشگیری کننده در خدمت اصلاح وتربیت بزهکاران به کار گرفته شده در نتیجه تناسب جرم ومجازات در عمل واقعیت خودرا از دست داد وحالت خطرناک بزهکاردر اجرای مجازات معیار قرار گرفت .
۴- جایگاه شاکی در زمان حاکمیت مذهب زر تشت در حقوق ایران
در زمان حاکمیت زر تشت که مصادف با دوران حکومت هخامنشیان تا ساسانیان گردید ، جرائم به چهار دسته تقسیم می شدند ، که عبارت بودند از :
(۱) دسته اول جرائم علیه شاه
(۲) دسته دوم جرائم علیه مذهب
(۳) دسته سوم جرائم علیه خانواده شاه
(۴) دسته چهارم جرائم فردی( عمومی )۲۱
جایگاه شاکی در این جرائم دسته بندی بوده در این دوران افرادی که بیشتر می توانستند شاکی شوند ، طبقات شاهی بود ، و شاکی در این دوره نیز بر اساس جایگاه بزه دیده طبقه بندی می شد ، و بعد از آن موبدان زردتشتی بوده که از جرائم علیه مذهب دفاع می کردند و اگر اهانتی صورت می گرفت بعنوان شاکی به مقامات شاهنشاهی شکایت می کردند ، در پایان بزه دیدگان یا شاکیان معمولی بودند که در طبقه مردم عادی قرار می گرفتند .
۲-۱-۳جایگاه شاکی در دوره ی دادگستری قدیم و معاصر
نخستین قانون آیین دادرسی کیفری که جهت تصویب به شور اول کمیسیون قوانین عدلیه مجلس شورای ملی آن زمان رسید ، قانونی به نام ” قوانین موقتی محاکمات جزائی ” که در شهریور سال ۱۲۹۰ هجری شمسی به صورت آزمایشی به اجرا درآمد ، قانونگذار در آن زمان تعریف شاکی و قلمرو آنرا معین نکرده بود سپس در سال۱۳۳۵ به موجب لایح

متن کامل در سایت سبز فایل


دیدگاهتان را بنویسید