میسر خواهد شد. برای مثال اگر سود خالص بالا برود یا از مقدار مورد انتظار بیشتر باشد این می تواند به عنوان خبر خوبی به حساب آید. اگر وضع بدین گونه باشد سرمایه گذاران با استفاده از نظر بیز۲۰ در باورهایی که در باره بازده و قدرت سودآوری آینده شرکت دارند تجدید نظر خواهند کرد. برخی از سرمایه گذاران( کسانی که در مورد سود خالص جاری انتظارات بالاتری داشتند) احتمالا همین عدد سود خالص را به عنوان یک خبر بد تفسیر خواهند نمود.
سرمایه گذارانی که در باور های خود نسبت به سودآوری آینده و بالا رفتن بازده شرکت تجدید نظر کرده اند تمایل بیشتری نشان می دهند تا تعداد بیشتری سهم شرکت را به قیمت کنونی بازار خریداری کنند و کسانی که در بازار در باورهای خود در جهت عکس تجدید نظر کرده اند عمل عکس گروه دوم را انجام خواهند داد. ارزیابی سرمایه گذاران در مورد ریسک این سهام مورد تجدید نظر آنان قرار خواهند گرفت.
ما انتظار داریم پس از اعلام سود خالص شاهد این موضوع باشیم که معامله بر روی سهام شرکت افزایش یابد. گذشته از این، هر قدر تفاوت در باور های پیشین سرمایه گذاران و تفسیرهایی را که بر اساس اطلاعات مالی کنونی انجام می دهند ، بیشتر باشند ، حجم این معاملات بیشتر خواهد شد. اگر سرمایه گذاران سود خالص گزارش شده را به عنوان خبر خوب تفسیر کنند ( و در نتیجه بر انتظاراتی که در باره بازده و سود دهی آینده شرکت دارند بیفزایند) کسانی را تحت الشعاع قرار خواهند داد که اعلام سود خالص را به عنوان خبر بد تفسیر می کنند. در چنین شرایطی ما انتظار داریم شاهد افزایش قیمت سهام شرکت باشیم.
بیور در تحقیق بسیار مشهور خود واکنش ناشی از حجم معامله را مورد بررسی قرار داد. او به این نتیجه رسید که طی هفته اعلام سود خالص حجم معاملات بسیار افزایش می یابد. امکان دارد واکنش قیمت بازار بیانگر آزمون قوی تری در مقایسه با واکنش ناشی از حجم معامله در باره سودمندی اطلاعات از نظر تصمیم گیری باشد(بیور ، ۱۹۷۲، ص۴۱۰)۲۱.

۲-۲-۲ آگاه شدن از واکنش بازار
تئوری بازار کارا بیان می کند که بازار به سرعت به اطلاعات جدید واکنش نشان می دهد. در نتیجه مسئله مهم این است که بدانیم در چه زمانی برای اولین بار خبر سود خالص گزارش شده به آگاهی همگان رسیده است. اگر پژوهشگر در صدد تعیین اثر این خبر در حجم معاملات و قیمت سهام باشد، حتی چند روز پس از این خبر دست به تحقیق بزنند، بسیار دیر شده است. زیرا پس از آن حتی با وجود اینکه چنین خبری وجود دارد نمی توان هیچ اثری از آن را مشاهده کرد. پژوهشگران برای حل این مسئله در صدد برآمدند ازتاریخی که سود خالص در رسانه های مالی ، مانند وال استریت ژورنال اعلام و گزارش شده است ، استفاده کنند. اگر قرار باشد بازار کارا واکنش نشان دهد ، آن باید از یک دریچه کوچک، در دوره چند روزه مربوط به این تاریخ چنین واکنشی را نشان می دهد (ثقفی، ۱۳۸۳،ص ۷)۱.
معمولا خبر خوب یا بد در سود خالص را با انتظار سرمایه گذاران از آن می سنجند. برای مثال اگر شرکتی سود خالص را ۲ میلیون دلار اعلام کند و این همان چیزی باشد که سرمایه گذاران انتظار دارند به ندرت امکان دارد که سود خالص دارای بار اطلاعاتی باشد. ولی اگر سرمایه گذاران انتظار سود خالص ۲ میلیون دلار را داشته اند ولی شرکت سود ۳ میلیون دلاری را اعلام کند ، در این صورت این خبر خوب باعث می شود که سرمایه گذاران در جهت مثبت و با سرعت در باورهای خود تجدید نظر نمایند و نسبت به چشم اندازه آینده شرکت خوش بین تر شوند(چانی و چتر، ۱۹۹۳، ص۵۰)۲.
همیشه رویداد های گوناگونی وجود دارد که بر حجم عاملات و قیمت سهام تاثیر گذار است و به راحتی نمی توان از واکنش بازار نسبت به سود خالص گزارش شده آگاه گردید. برای مثال فرض کنید شرکتی سود خالص خود را گزارش نموده و این سود حاوی خبر های خوب است و همزمان با آن دولت یک چنین اعلامیه ای بر قیمت تمامی اوراق بهادار اثر بگذارد و آن هم به نوبه خود ، اثر ناشی از قیمت مربوط به خبر اعلام سود خالص شرکت را تحت الشعاع قرار دهد. از این رو روش مطلوب این است که عوامل اثر گذار موجود در کل بازار بر بازده سهام را از یکدیگر تفکیک نماییم(همان منبع، ص۵۱).

۳-۲-۲-پژوهش بال و براون
بال و براون در سال ۱۹۶۸ تحقیق تجربی و سنتی در زمینه حسابداری را در بازار های سرمایه آغاز کردند و این روش تحقیق تا به امروز ادامه دارد. نخست آنها می خواستند شواهد علمی متقاعد کننده ای را ارائه نمایند که بازده سهام شرکتها در برابر محتوای اطلاعاتی صورتهای مالی واکنش نشان می دهد. این نوع تحقیق را تحقیق موردی می نامند.
زیرا در این تحقیق در باره واکنش بازار اوراق بهادار نسبت به انتشار سود خالص بود. تحقیق بال و براون از این نظر ارزشمند است که دارای یک روش اصولی یا زیر بنایی است و می توان آن را گسترش داد(خوش طینت، ۱۳۸۵،ص ۹)۱.
بال و براون ۲۶۱ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار نیویورک را به عنوان نمونه برای مدت ۱۰ سال (۱۹۶۵-۱۹۵۶) مورد مطالعه قرار دادند . آنها توجه خود را معطوف به محتوای اطلاعاتی سود خالص نمودند و به سایر اطلاعات ناشی از اجزای تشکیل دهنده صورتهای مالی ، مانند قدرت نقدینگی و ساختار سرمایه ، توجه نکردند(همان منبع،ص ۱۰)۲.
نخستین کار دو پژوهشگر این بود که محتوای اطلاعاتی سود خاص را اندازه گیری نمایند یعنی اینکه آیا سود خالص گزارش شده از مقدار مورد انتظار بیشتر (خبر خوب) یا از مقدار مورد انتظار کمتر (خبر بد) بود. بدی
هی است که در این مورد می بایستی سود را جایگزینی انتظار بازار بود. زیرا بر اساس آن سود خالص غیر منتظره تنها در قالب تغییر در سود خالص مشخص می گردید. از این رو شرکتهایی که سود خالص پیش بینی از سال قبل داشتند در طبقه ای قرار گرفتند که خبر خوب اعلام می شد و بالعکس. دومین کار آنها این بود که بازده بازار مربوط به سهام شرکتهای نمونه را زمانی که نزدیک اعلام سود خالص بود مورد ارزیابی قرار دادند. این کار بر اساس روش محاسبه بازده غیر عادی انجام شد. تنها تفاوت در این بود که دو پژوهشگر از بازدهی ماهانه استفاده کردند. آنها خبر خوب مربوط به اعلام سود خالص را در نمونه خود مورد توجه قرار دادند. میانگین بازده غیر عادی بازار سهام در ماهی که خبر سود خالص اعلام شد، بسیار مثبت بود و بالعکس، میانگین بازده غیر عادی در مورد خبر بد مربوط به سود خالص متعلق به شرکتهای موجود در نمونه بسیار منفی بود. این نتیجه موید این می باشد که بازار در برابر خبر خوب یا بد مربوط به سود خالص ( متعلق به یک زاویه بسیار محدود در مورد اعلام سود خالص) واکنش نشان می دهد (خوش طینت، ۱۳۸۵،ص ۱۱)۳.
یکی از جنبه های مهم تحقیق بال و براون این بود که آنها برای طیف وسیعی متشکل از هر ۱۱ ماه قبل و ۶ ماه بعد از خبر سود تقسیمی این مطالعه را انجام دادند . این دو پژوهشگر برای هر یک از ماه های این ۱۸ دوره میانگین بازده غیر عادی را محاسبه کردند.

۴-۲-۲ نتیجه تحقیق بال و براون
مهمترین نتیجه تحقیق بال و براون این بود که موجب مطرح شدن سوالات زیادی در مورد سودمندی گزارشهای مالی شد. از دیدگاه منطقی گام بعدی پرسش این سوال است که آیا مقدار سود خالص مورد انتظار با اندازه و بزرگی واکنش بازار اوراق بهادار رابطه دارد یا نه؟ البته تحقیق بال و براون بر مبنای علامت یا نشانه سود خالص غیر منتظره قرار داشت. یعنی محتوای اطلاعاتی موجود در سود خالص ، در تحقیق این دو پژوهشگر را فقط می توان در قالب دو طبقه اعلام دو خبر خوب یا بد قرار داد که این مقیاس یا معیار نسبتا خوب است(خوش طینت و فلاح،۱۳۸۵،ص ۱۲)۱.
در مورد سوال مربوط به اندازه و بزرگی واکنش بازار ، بیور کلارک و رایت در سال ۱۹۷۹ در مورد میزان واکنش بازار تحقیقی انجام دادند. آنها نمونه متشکل از ۲۷۶ شرکت را برای دوره ۱۰ ساله از ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۴ مورد مطالعه و تحقیق قرار دادند. در مورد هر شرکت موجود در این نمونه و برای هر سال که که این نمونه مورد تحقیق قرارا می گرفت ، آنها تغییرات غیر منتظره در سود خالص را محاسبه کردند سپس با روش مبتنی بر الگوی بازار در صدد برآمدند بازده غیر عادی سهام مربوط به تغییر غیر منتظره در سود خالص را محاسبه نمایند. این سه پژوهشگر با مقایسه کردن تغییرات غیر منتظره با بازده غیر عادی سهام به این نتیجه رسیدند که هر قدر شدت تغییرات در سود خالص غیر منتظره بیشتر باشد بازار اوراق بهادار واکنش بیشتری نشان خواهد داد این نتیجه با کاربرد الگوی قیمت گذاری داداییها ی سرمایه ای و با روش مبتنی بر سودمندی اطلاعات از نظر تصمیم گیری سازگار است. زیرا هر قدر تغییرات در سود غیر منتظره بیشتر باشد به طور متوسط تعداد بیشتری از سرمایه گذاران در دیدگاه خود در جهت مثبت مربوط به قدرت سودآوری آتی شرکت تجدید نظر خواهند کرد. در صورت ثابت ماندن سایر عوامل نسبت به بازدهی نیز دیدگاه بهتری پیدا خواهند کرد.
قبل از تحقیق بال و براون انتقال اطلاعات به بازار از طریق گزارش سود مشخص و محرز نبود. یکی از دلایل این بود که طبق فرضیه بازار کارا رقابت بین انتقال اطلاعات وجود دارد. بنابر این سایر منابع می توانند عواملی از سود را قبل از گزارش سود به بازار منتقل کند. بنا بر این سود در کل دارای محتوای اطلاعاتی است. با این وجود مقدار اطلاعات عمومی در دسترس شرکتی به شرکت دیگر متفاوت است که معمولا اطلاعات در مورد شرکتهای بزرگ به مراتب بیشتر از شرکتهای کوچک است.
از سال ۱۹۶۸ پژوهشگران حسابداری در باره واکنش بازار اوراق بهادار به سود خالص تحقیقات زیادی انجام دادند. ولی بعد از تحقیق بال و براون توجه ها معطوف به ضریب واکنش سود خالص شد و به دنبال آن این سوال مطرح شد که آیا با مفروض و مشخص بودن سود خالص غیر منتظره ، واکنش بازار اوراق بهادار در مورد بعضی شرکت ها نسبت به بعضی دیگر شدیدتر است؟

۵-۲-۲ ضریب واکنش سود
بازده غیر منتظره بورس اوراق بهادار شناسایی شده به وسیله بال و براون ، میانگین بود، یعنی آنها نشان دادند که به طور متوسط شرکتهای با اخبار خوب دارای بازده غیر منتظره مثبت و برای شرکتهای با اخبار بد، دارای بازده غیر منتظره منفی می باشند. البته یک میانگین می تواند انحراف زیادی از حد متوسط را بپوشاند لذا احتمالا بازده غیر منتظره برخی شرکته بیشتر از حد متوسط و برخی زیر حد متوسط است. این موضوع باعث ایجاد سوال می شود که چرا بازار به اخبار خوب و بد برخی شرکت ها نسبت به برخی شرکتهای دیگر واکنش بیشتری نشان می دهد. اگر پاسخ این سوال را بتوان پیدا کرد ، حسابداران می توانند فهم و درک خود در مورد اینکه چرا اطلاعات حسابداری می توانند برای سرمایه گذاران مفید باشند ، بهبود بخشد. این در ابتدا می تواند باعث حرکت به سوی تهیه اطلاعات بسیار سودمند مالی شود. نتیجه اینکه ، یکی از مهمترین راهنمایی هایی که در تحقیقات تجربی حسابداری مالی از زمانی که تحقیق بال و براون انجام شده داشته است، شناخت و توضیح در مورد واکنش های مختلف بازار به اطلاعات سود است . این موضوع ، تحقیق ضر
یب واکنش سود نامیده می شود. ضریب واکنش سود، بازده غیر منتظره بازار را در واکنش به اجزای غیر منتظره سود گزارش شده توسط شرکت اندازه گیری می کند.
دلایل واکنش متفاوت بازار: اسکات دلایلی برای واکنش متفاوت بازار به سود گزارش شده بر مبنای بهای تمام شده تاریخی به شر زیر اعلام کرد:
بتا (?): هر چه قدر توالی بازده مورد انتظار آینده شرکت پر ریسک تر باشد ارزش آن برای سرمایه گذار ریسک پذیر پایین خواهد بود. برای یک سرمایه گذار متنوع (پرتفوی) بتا معیاری برای محاسبه اثر گذار دارایی است. سرمایه گذار به سود سال جاری به عنوان یک شاخص قدرت سود آوری و بازدهی آتی نگاه می کند. هر چه این بازده آتی پرریسک تر باشد واکنش بازار سرمایه گذاران به سود های غیر منتظره پایین خواهد بود. یک سرمایه گذار معقول تابع مطلوبیتش با ارزش مورد انتظار افزایش می یابد و با توجه به ریسک بازده پرتفوی وی ، کاهش می یابد.
فرض کنید سرمایه گذاران زمانی مطلع شوند که اوراق بهادار (پرتفوی) خبر خوبGN را منتشر کرده است ، آنها در نرخ بازده مورد انتظار این سهم تجدید نظر می کنند و تصمیم می گیرند این سهم را بخرند ولی اگر بتای این سهم بالا باشد این موضوع ریسک پرتفوی را افزایش می دهد . از آنجایی که سرمایه گذاران تصمیمات منطقی می گیرند و ریسک گریز هستند نتیجتا از تصمیم خود مبنی بر خرید سهام منصرف می شوند و سهام دارای بتای بالا و پر ریسک را خریداری نمی نمایند و در نتیجه تقاضا برای سهام با بتای بالا تر کاهش می یابد. بدیهی است که تقاضای پایین به معنی کند شدن آهنگ افزایش قیمت بازار و بازده سهم است ( در واکنش به خبر خوب). درنتیجه ضریب واکنش نسبت به سود خالص کاهش می یابد.
ساختار سرمایه: شرکت هایی که دارای اهرم (وام) زیاد هستند، افزایش در سود خالص ( بیش از بهره) موجب تقویت و افزایش ایمنی اوراق قرضه و سایر بدهی های شرکت می شود به گونه ای که خبر های خوب مربوط به سود خالص مورد استقبال دارندگان اوراق قرضه قرار می گیرد . از این رو ضریب واکنش در برابر سود خالص برای شرکت هایی که دارنده وام سنگین در مقایسه با شرکت هایی که بدون بدهی یا با بدهی کم هستند باعث می شود که ضریب واکنش سود آنها کاهش یابد. شواهد تجربی در مورد ضریب واکنش سود پایین برای شرکت های بار اهرم بالا و همچنین ضریب واکنش سود پایین برای شرکت های با نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام بالا توسط لی و فارقر ،۱۹۹۱،گزارش شده است(لی و فلرقر، ۱۹۹۱،ص ۴۴)۲۲.

متن کامل در سایت سبز فایل


دیدگاهتان را بنویسید