ذاتی را در درس های ریاضی و رشته های وابسته به آن سست کننده می داند. بیش تر دختران ، چون به نگره ی هوش ذاتی معتقد اند وقتی در ریاضی با شکست رو به رو می شوند ، آن را از نداشتن توانایی می دانند و به پرهیز از این رشته گرایش می یابند. با آمیزش دو الگوی دوئک و الگوی اسناد می توان گفت که دانش آموزان علوم انسانی موفقیت خود را در تلاش می دانند ،‌ولی هم زمان معتقد اند که این تلاش توانایی راستین آن ها را برای انجام دادن تکالیف ریاضی در آینده افزایش نخواهد داد. این گونه اسنادها و باورها ،‌نه تنها دختران را از گزینش درس های ریاضی بازمی دارد ، بلکه در نگرش آن ها نسبت به خود (خوپنداره) نیز تأثیری ژرف می گذارد.
عوامل احتمالی دیگری را نیز ،‌مانند انتظارهای برخی از آموزگاران و والدین از دختران ،‌می توان در این باره برشمرد. (اشتوکارد ۱۹۸۰ ؛‌ از اسکال وسک و رن کین ، ۱۹۹۶) ، در پژوهش های خود اشاره می کند که آموزگاران این باور را منتقل می کنند که ریاضی و علوم رشته هایی مردانه اند. این دسته از آموزگاران انتظار پیشرفت فراوانی از دختران در رشته های ریاضی ندارند و از این رو ممکن است درباره ی علوم و ریاضی پیام های نماد – جنسینی را انتقال دهند . برخی والدین نیز می توانند در ساخت این نمادها تأثیر داشته باشند. پژوهش ها نشان داده است که برخی از والدین از دختران شان انتظار دارند در زمینه ی خواندن موفق باشند از پسران شان انتظار دارند کارکردی خوب در ریاضی داشته باشند (مارش و یونگ ، ۱۹۹۷ ،‌ اسکال ویک و رن کین ، ۱۹۹۶) . الگوهای آمده در کتاب های درسی نیز می تواند در ساخت خودپنداره نقشی مهم بازی کند ؛ الگوهایی هم چون ارائه ی تصویر های نامناسب از زن ، پذیرش کارهای کم اهمیت از سوی دختران ،‌و دانستن وجهه ی ضعیف اجتماعی.
بنابراین ، عوامل فراوانی می تواند در ساخت باورها و شیوه ی نگرش ُبه خود اثر گذارد. شناسایی این عوامل ، از یک سو ، امکان پیش گیری از پی آمدهای شکست در مدرسه و پدید آوردن محیطی مطلوب برای یادگیری را افزایش می دهد. از سوی دیگر ، توجه به شناخت این عوامل می تواند به پدید آمدن روش های مناسب و تأکید بر اولویت های کاربردی این روش بیانجامد. به نظر می رسد آموزگاران می توانند با توجه به شرایط و موفقیت های آموزشی خود ، راه بردهایی مناسب برای بازسازی خودپنداره و کاهش کاستی ها در موضوعات درسی به کار گیرند(حسین پور،۱۳۸۹).
چهار چوب نظری : خانواده به عنوان زیر مجموعه جامعه از آن تاثیر پذیرفته و بر آن تاثیر می گذارد. فرهنگ،اعتقادات ،وضعیت اقتصادی و اجتماعی و…موجب تنوع در ساختار خانواده می گردد.
از عوامل تاثیر گذارخانواده بر جامعه نحوه تربیت نسل آینده می باشد که موجب شکل گیری شیوه های تربیتی خانواده می شود.
استرنبرگ(۲۰۰۷) معتقد است شیوه های?فرزند پروری توانایی نیستند بلکه رجحان هایی برای به کارگیری تواناییها هستند چنانچه تفاوتی بین شیوه های?فرزند پروری و توانایی ها وجود نداشت سخن از مفهوم شیوه های?فرزند پروری ضروریت پیدا نمی کرد. انتخاب های زندگی مستلزم تناسب بین شیوه های فرزند پروری و توانایی ها است همخوانی بین شیوه های فرزند پروری و توانایی ها یک نیروی افزایش ایجاد می کند که بسیار افزونتر از مجموع اجزاء آن است. انسان ها دارای الگوهای متعدد شیوه های فرزند پروری هستند. پایداری در شیوه های تفکری که افراد ترجیح می دهند متفاوت هستند. افراد در انعطاف پذیری نسبت به شیوه های فرزند پروری خود متفاوت هستند. شیوه های فرزند پروری در طول زندگی تغییر می کند. شیوه های فرزند پروری قابل آموزش هستند. شیوه های فرزند پروری دارای ویژگی جامعه پذیری هستند و قابل اندازه گیری هستند و ارزش گذاری شیوه های فرزند پروری از نظر مکانی امری نسبی است و درستی و نادرستی آن امری نسبی است.
شیوه: عبارت از سبک ترجیهی تربیت، شیوه مترادف با توانایی نیست، بلکه نحوه استفاده از توانایی است،افراد ممکن است توانایی مشابهی داشته باشند لذا شیوه های تفکرات آنها متفاوت است (ترجمه سعیدی،۱۳۹۱).
شیفر (۱۹۹۵) با مطالعه توصیفی و استفاده ازتحلیل عوامل رفتاری والدین در تعامل والد – فرزند وسپس انجام مصاحبه ومشاهده های مستقیم رفتاری یک مدل فرضی زنجیره ای از پیرامون دو بعد دو قطبی آزادی – کنترل وطرد – عشق سازماندهی شده بود را ارائه داد که از برخورد دو بعد اصلی یاد شده چهار ربع تشکیل می شود:
ربع اول (آزادی – عشق )این نوع والدین کسانی هستند که معمولا در اذهان عمومی تحت عنوان والدین نمونه شناخته می شوند.کودکان آنها دارای استقلال بوده و رفتار اجتماعی مناسبی دارند (هواسی ،۱۳۸۵).
کودکان پرورش یافته با این سبک فرزند پروری عمدتا اعتماد به نفس ،احساس خود مختاری ،تمایل به کنترل محیط و گرایش به سمت رفتارهای دوستانه نسبت به همسالان می باشند .همچنین این والدین با عاطفه، تشویق کننده و حساس به نیازهای فرزندان خود هستند(برنز،۲۰۰۶ ترجمه اکرمی ،۱۳۸۹).
ربع دوم (کنترل – عشق )که در برگیرنده مجموعه پیچیده ومتعارض از رفتارها ونگرش های تربیتی مادران است .این والدین فرصت کسب تجربه ویادگیری رااز کودکان سلب می کنند .آنها با محبت افراطی موجب گرفتن آزادی لازم از کودکانشان می شوند .کودکان چنین خانواده هایی وابستگی بیشتری رانشان می دهند ونسبت به گروه اول حالت اتکای بیشتر وخصومت زیادتر هستند (شیرازی ،۱۳۸۵).
ربع سوم (کنترل – طرد )این والدین برای فرزندان خود مقرارت ومحدود
یت های زیادی را درنظر می گیرند و بر رعایت آن از سوی فرزندان تاکید ونظارت شدید دارند آنها احساس خصمانه شدیدی در اطفال خویش به وجود می آورند ولی اجازه ی ظاهر ساختن این احساس را نمی دهند این کودکان معمولا در روابط اجتماعی ناموفق هستند ،گوشه گیری ،خجالت و عدم اعتماد به نفس در این کودکان به وفور یافت می شود
ربع چهارم (آزادی – طرد )شیوه های موجود درربع چهارم به صورت طرد ،سهل انگاری ،کناره گیری و بی تفاوتی خود را نشان می دهند .این والدین معمولا خود را درگیر مشکلات فرزندان نمی کنند وبر رفتار آنها کنترلی ندارند .فرزندان آنها نیز افرادی پرخاشگربا مسئولیت پذیری بسیار ضعیف ، بد اخلاقی و رفتار های خصومت آمیز هستند (برنز ،۲۰۰۶ ترجمه اکرمی ،۱۳۸۹).
بامریند دریافت که شیوه های مختلف فرزند پروری والدین این سه گروه دردو بعد با یکدیگر تفاوت دارند .
بعد اول :توقع و کنترل – بعضی والدین برای فرزندان خود استانداردهای بالایی را تعیین می کنند وتاکید دارند که آنها به آن استاندارد دست یابند وبرخی دیگر از فرزندان خودتوقع کمی دارند و به ندرت سعی می کنند بر رفتارهای فرزندان کنترل داشته باشند وبه آنها اجازه خودمختاری می دهند .
بعد دوم : پذیرندگی و اجابت کنندگی – به این معنا که گروهی از والدین نسبت به فرزندان خودپذیرنده و اجابت کننده هستند این گروه با فرزندان خود تبادل کلامی دارند وبا آنها به بحث آزاد می پردازند .برخی دیگر طرد کننده و ناپذیرنده هستند .این والدین نسبت به فرزندان خود منتقد بوده وبه نیاز های آنها بی توجه می باشند.ترکیب گوناگون دو بعد توقع -کنترل وپذیرندگی – اجابت کنندگی چهار شیوه فرزند پروری را بوجود می آورد که پژوهش باوم مریند بر سه شیوه آن متمرکز است .مقتدرانه(دمکراتیک)،مستبدانه،سهل گیرانه،چهارمین شیوه یعنی شیوه کناره گیر(مسامحه کار)را محققین دیگری مورد مطالعه قرار داده اند
مدل نظری
شیوه های فرزند پروری

خود پنداره تحصیلی پیشرفت تحصیلی

نتایج نشان می دهد هر چه در روش تربیتی از شیوه اقتداری استفاده گردد خود پنداره تحصیلی و پیشرفت تحصیلی رشد می کند . به عبارتی رابطه مستقیم و مثبت بین این سه متغیر وجود دارد.
وهر چه والدین از شیوه های تربیتی مستبدانه و سهل گیر استفاده نمایند خود پنداره تحصیلی و پیشرفت تحصیلی کاهش می یابد . به عبارتی رابطه منفی و معکوس بین این سه متغیر وجود دارد .

فصل سوم : روش شناسی تحقیق (متدولوژی)

مقدمه
این فصل به روش اجرای تحقیق اختصاص دارد ابتدا جامعه آماری پژوهش تعیین می گردد. و سپس حجم نمونه و شیوه نمونه گیری آماری معلوم می گردد.درادامه روش گرد آوری اطلاعات و ابزار اندازه گیری در پژوهش توضیحاتی ارائه می شود سپس جهت تجزیه و تحلیل داده ها شاخص ها و شیوه های آماری مورد استفاده در این پژوهش معرفی می گردد
۳ – ۱ روش تحقیق
روش پژوهش در واقع متدولوزی کار است که یکی از انواع آن روش توصیفی است که به دنبال توضیح شرایط موجود می باشد و استنتاج ذهنی در آن دخالتی ندارد. از سوی دیگر روش تحقیق همبستگی به معنای بررسی میزان تغییرات یک یا چند عامل در اثر یک یا چند عامل دیگر است که از طریق ضریب همبستگی بررسی می شود (خلعتبری و شیرودی، ۱۳۸۵ ).در پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین شیوه های فرزند پروری و خود پنداره تحصیلی با پیشرفت تحصیلی دختران چهارم تا ششم مقطع ابتدایی و والدین این دانش آموزان پرداخته شده است این پژوهش توصیفی ازنوع همبستگی می باشد.
۳ – ۲ جامعه آماری
جامعه آماری در این پژوهش کلیه دانش آموزان ووالدین دانش آموزان مقطع چهارم تا ششم ابتدایی آموزش و پرورش منطقه ۱۶شهر تهران در سال تحصیلی ۱۳۹۲-۱۳۹۳ می باشد.
۳ – ۳ برآورد حجم نمونه و روش نمونه گیری
با توجه به آمار کل دانش آموزان دختر پایه چهارم تا ششم مقطع ابتدایی منطقه که ۴۲۰۰ نفر بودند با استفاده از جدول مورگان حجم نمونه ۳۰۰ دانش آموز دختر که در سال تحصیلی۱۳۹۲-۱۳۹۳ در شهر تهران مشغول به تحصیل بودند بطور تصادفی انتخاب شد. در این تحقیق برای انتخاب جامعه نمونه از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شده بدین صورت که از کل منطقه ۱۶ آموزش و پرورش ۶ مدرسه و از هر مدرسه ۵۱ نفردرسه پایه تحصیلی (چهارم ، پنجم ، ششم ) و از هر کلاس ۱۷ نفردانش آموز بطور تصادفی انتخاب شد.
۳ – ۴ روش گرد آوری اطلاعات
ابتدا برای انتخاب نمونه آماری به آموزش و پرورش کل استان تهران مراجعه کرده و پس اخذ مجوزلازم جهت انجام پژوهش به آموزش و پرورش منطقه ۱۶ مراجعه شدو لیستی از کلیه مدارس ابتدایی دخترانه در منطقه تهیه شد (که ۲۶ مدرسه بود)پس از بدست آمدن تعداد کل دانش آموزان دختر پایه چهارم تا ششم ۶ مدرسه بطور تصادفی انتخاب شد و از هر مدرسه ۵۱ نفر و از هر پایه تحصیلی ۱۷ نفر بطور تصادفی انتخاب شد .پس از هماهنگی با کادر مدیریت به کلاس ها مراجعه و پس از توضیح پیرامون پژوهش و هدف آن و هم چنین توضیح درباره پرسشنامه ها و نحوه ی پرکردن آنها پرسشنامه در اختیار دانش آموزان قرار داده شد.پرسشنامه خود پنداره تحصیلی توسط دانش آموزان به مدت ۳۰ دقیقه به طول انجامید و سپس به جمع آوری پرسشنامه ها پرداخت
ه شد.
در ادامه از دانش آموزان خواسته شد تا پرسشنامه مربوط به والدین را(پرسشنامه سبک فرزند پروری بامریند )با خود منزل برده و پس از پر کردن پرسشنامه توسط یکی از والدین آن را روز بعد با خود به مدرسه آورند و از هر کلاس پرسشنامه ها جمع آوری شد.
۳ – ۵ ابزار اندازه گیری
پرسشنامه شیوه های فرزند پروری بامریند
این ابزار اقتباسی است از نظریه اقتدار والدین که بر اساس نظریه بامریند از سه الگوی آزاد گذاری، استبدادی و اقتدار منطقی والدین جهت بررسی الگوهای نفوذ و شیوه های فرزند پروری ساخته شده است. این پرسشنامه دارای ۳۰ سوال است که ده سوال آن به شیوه آزاد گذاری مطلق، ده سوال به شیوه استبدادی و ده سوال دیگر به شیوه اقتدار منطقی والدین در امر پرورش فرزند مربوط می شود.
اعتبار و روایی
این پرسشنامه توسط اسفندیاری (۱۳۷۴) و بینم (۱۳۷۹) مورد استفاده قرار گرفته است. اسفندیاری پایایی و بازآزمایی این پرسشنامه را برای آزاد گذاری۶۹/۰، برای استبدادی۷۷/۰و اقتدار منطقی۷۳/۰ گزارش کرده است.
بوری۹۸ (۱۹۹۱) میزان پایایی این پرسشنامه را به روش بازآزمایی برای آزاد گذاری۸۱/۰، برای استبدادی۸۵/۰ و برای اقتدار منطقی پدران۹۲/۰ گزارش کرده است. وی همچنین درباره اعتبار پرسشنامه نتایج زیر را گزارش کرده است: مستبد بودن پدر رابطه معکوس با آزاد گذاری(۵۰/۰) و اقتدار منطقی(۵۲/۰) او دارد.
تنکابنی و بندچی(۱۳۷۹) برای اطمینان بیشتر از اعتباریابی این پژوهش را در ایران و بر روی جمعی از دانش آموزان تهران انجام دادند. ابتدا شاخص های آماری مربوط به هریک از سوالات پرسشنامه محاسبه گردید و سپس آلفای کرونباخ محاسبه شد. طبق این پژوهش پایایی پرسشنامه برابر۷۲/۰ است و در واقع پرسشنامه از روایی پژوهشی لازم برخوردار است. همچنین وضعیت هریک از سوالات پرسشنامه و همسانی درونی سوالات هم مورد بررسی قرار گرفتند، نتایج نشان می دهد که در صورت حذف برخی از سوالات ضریب اعتبار کاهش می یابد و در نتیجه این سوالات دارای ارزش بالایی هستند و در هیچ یک از موارد حذف سوال منجر به افزایش چشمگیر در ضریب اعتبار نبوده است و این حاکی از همسانی درونی سوالات است.
روش نمره گذاری
در این تست آزمودنی ها با مطالعه هر ماده نظر خود را با علامت × بر حسب یک مقیاس پنج درجه ای مشخص می کنند که از صفر تا چهار نمره گذاری می شود و با جمع نمرات، سه نمره مجزا درباره آزاد گذاری مطلق، استبدادی و اقتدار منطقی برای هر آزمودنی به دست می آید.
ده عبارت مربوط به مقیاس سهل گیری : ۱- ۶- ۱۰- ۱۳- ۱۴- ۱۷ – ۱۹-

متن کامل در سایت سبز فایل


دیدگاهتان را بنویسید