نیروهای روان شناختی تأکید دارند که رشد و توسعه‌ی سلامت را در پی دارند. شاخه‌ی جدید علم روان شناسی و دیدگاههای نوین اش در صدد بررسی ظرفیت‌ها و قدرت‌های روان شناختی به جای آسیب شناسی روانی می‌باشند. اعتقاد اساسی روان شناسی مثبت۱۴ این است که ویژگی‌های مثبت قابل اندازه گیری می‌توانند به عنوان سپری افراد را در برابر حوادث نا مطلوب و عوامل خطر زا۱۵ محافظت نمایند(مستن وکاوس وورث۱۶، ۱۹۹۸؛ راتر۱۷، ۱۹۹۹) و لذا بررسی کیفیت‌های مثبت افرادی که چنین معیارهایی را دارا هستند می‌تواند به طور مستقیم در رسیدن به این امر محققین را یاری می‌رساند(سولدو۱۸ و هونبر۱۹، ۲۰۰۴) که امید یکی از سازه‌های شناختی – انگیزشی۲۰ است که در این زمینه مورد تاکید قرار گرفته است(اسنایدر،شین۲۱ و لوپز، ۲۰۰۷). مکینز(۲۰۰۱) شادی۲۲ را اساسی ترین هیجان مثبت و امید را مهمترین زیر مجموعه شادی می‌داند(به نقل از خلجی،۱۳۸۶). اسنایدر، چیونز و سیمپسون۲۳ (۱۹۹۷) نظریه‌ی انگیزشی‌ای ارائه دادند که بر متغیر انگیزشی – شناختی امید متمرکز است. اسنایدر(۲۰۰۰) امید را، متغیر فردی ای که در جریان ارزیابی ظرفیت‌های وابسته به هدف پایدار می‌ماند، تعریف می کند؛ هر چند که تحت تأثیر عواملی مانند مشاوره۲۴ و آموزش در سطوح مختلف تغییر می‌پذیرد(به نقل از برکمن و لیبرمن۲۵، ۲۰۰۹). در این نظریه امید از دیگر متغیرهای انگیزشی – شناختی مانند خوش بینی۲۶ و خود کفایتی۲۷، متمایز می‌شود(اسنایدر، ۲۰۰۰).
تئوری اسنایدر سه مؤلفه‌ی اصلی را در بر می‌گیرد: اهداف۲۸، گذرگاه۲۹ و کارگزار۳۰. اهداف کوتاه، میان و بلند مدت سنگ بنای این نظریه است(اسنایدر، ۲۰۰۰). گذرگاه‌ها، توانایی موجود افراد را در راه‌های عملی معطوف به هدف نشان می‌دهند(اسنایدر، راند و سیگمون۳۱، ۲۰۰۲)، که از طریق گفتار درونی۳۲، مشخص می‌شود. افرادی که سطح امید بالایی دارند اغلب دارای گذرگاه‌های چندگانه هستند. وجود گونه های مختلف گذرگاه، زمانی اهمیت پیدا می‌کند که افراد با موانعی در راه نیل به اهدافشان مواجه شوند(اسنایدر، کروسون، ۱۹۹۸؛ به نقل از اندرسون و گالین اسکای۳۳، ۲۰۰۶). کارگزار، یک مؤلفه‌ ی انگیزشی است که توان شروع، تداوم و تلاش لازم برای پیگیری گذرگاه خاصی را تضمین می‌کند. کارگزار نیز با گفتارهای درونی نمایان می‌شود. در نظریه‌ امید، دنبال کردن اهداف، هیجان مثبت را فرا می‌خواند و شکست در رسیدن به اهداف، منجر به هیجان منفی می شود(ادواردز و استواک۳۴، ۲۰۰۷). در تئوری اسنایدر و مطالعات پیشین، این انتظار وجود دارد که سطوح بالای امید موجب افزایش رضایت از زندگی و نیز کاهش آسیب‌های روانی می شود(الیوت، ویتی، هریک و هافمن۳۵، ۱۹۹۱).
به طور کلی پژوهش‌ها نشان می‌دهد که امید از مولفه‌های سلامت روان۳۶ است. نلون، مارو و فردریک سون۳۷(۱۹۹۳) نشان دادند که خلق مثبت۳۸ دارای مزایایی است که امید را افزایش می‌دهد و منجر به سلامتی و بهزیستی می‌شود. افراد تقریبا روزی هزار دقیقه بیدارند ولی در مقدار کمی از این زمان، هیجان‌هایی چون خشم، ترس۳۹ یا شادی را تجربه می کنند. در مقابل، آنچه را که آنها معمولا احساس می‌کنند، خلق است که احساس هیجانی پایدار ناشی از پیامد رویدادها می باشد. تظاهر خارجی و تجلی بیرونی با علایم فیزیولوژیک این احساس هیجانی را عاطفه۴۰ می‌نامند(جرج۴۱،۱۹۹۶).
اولین روشی که برای القای خُلق مثبت۴۲ به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته، توسط ولتن۴۳ ابداع شد. در روش وی از آزمودنی ها خواسته می شود جملاتی را به طور آرام بخوانند و سپس با صدای بلند فهرستی از جملاتی نظیر ” من واقعاً احساس خوبی دارم” را بارها تکرار کنند(ولتن، ۱۹۶۸). بعد از روش ولتن، ثایر۴۴(۱۹۸۹) القای خلق را به ۴ طبقه اصلی تقسیم نمود:۱- روش های تلقین به خود۴۵ و هیپنوتیزم: این روش القا، مشابه تلقین های هیپنوتیک است. به طور کلی در این روش ها افکار و شناخت های فرد، هیجان های اورا تحت تاثیر قرار می دهند.۲- القای خلق توسط موسیقی و فیلم: در این گونه روش ها از موسیقی و قطعه های تصویری با موضوع های هیجانی استفاده می شود. لازم به ذکر است که ثایر در تقسیم بندی خود استفاده از چهره ها و تصویر سازی ذهنی را به منظور القای خلق نیاورده است اما امروزه می توان این روش ها را در طبقه فیلم و موسیقی قرار داد(دوستکام و همکاران،۱۳۸۹).۳- روش های القای خلق در محیط طبیعی: ویژگی عمده این روش ها این است که آزمودنی از هدف آزمون آگاه نیست و در شرایط طبیعی و روزمره مورد مطالعه قرار می گیرد.۴- القای خلق توسط دارو، تمرین و استرس: در این روش ها از استرس زاها مانند سر و صدا، شوک برقی، امتحان و حملات کلامی برای ایجاد استرس، ترس و دیگر حالت های خلقی منفی استفاده می شود. اگر چه تغییر خلق توسط داروها نیز ایجاد می شود، اما امروزه دیگر به دلیل لزوم رعایت اصول اخلاقی در پژوهش ها به کار نمی روند(ثایر،۱۹۸۹).
خلق می‌تواند بالا یا پایین باشد. کسانی که خلق بسیار بالا دارند، ممکن است حالت انبساط خاطر، پرش افکار، کاهش خواب، اعتماد به نفس کاذب و افکار بزرگ منشانه نشان دهند. در مقابل کسانی که خلق بسیار پایینی دارند، ممکن است نشانه‌های کاهش انرژی و علاقه، احساس گناه، اختلال در تمرکز، بی اشتهایی، افکار مرگ و خودکشی را نشان دهند. بنابراین سطح بهینه ای از خلق مد نظر است(ایروانی،۲۰۰۴).
امید می‌تواند به طور مستقیم بر عملکردهای جاری فرد اثر گذاشته و او را دچار تحول
رفتاری نماید. اگر امید یک سازه ی روان شناختی باشد، خلق مثبت می‌تواند باعث افزایش آن شود. با توجه به این مطلب، شناخت عوامل تأثیر گذار بر سازه‌ی امید، می‌تواند در هدایت رفتارها، آموزش صحیح و اثرگذار برای تمامی نهادهای مرتبط با دانشجویان، آموزش و پرورش و آموزش عالی، مؤثر باشد. لذا پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که، چگونه می‌توان از طریق القای خلق مثبت امید را افزایش داد؟
۳-۱ ضرورت پژوهش
اهمیت امید در ارتباط‌های بین فردی و نقش مؤثر و سازگارانه آن در تعامل‌ها و مهارت های اجتماعی و رویارویی با مسائل زندگی و نیز فراوانی رفتارهای یاس و نومیدی در بین افراد جامعه (اوینگ باوز۴۶،۱۹۹۹) و ارتباط آن با ترس، اضطراب و بی کفایتی اجتماعی(اوینگ باوز و اسنایدر، ۲۰۰۰) از جمله عوامل مهم روی آوری به پژوهش در زمینه‌ی امید می‌باشد و تأثیر مستقیم آن در عزت نفس، اعتماد به نفس، خودپنداره مثبت (میکائیل۴۷،۲۰۰۰) و در کل سلامت و بهداشت روانی(اسنایدر، ۲۰۰۵)، ضرورت پرداختن به آن را توضیح می‌دهد. همچنین آموزش شیوه های‌ افزایش امید در دانشجویان از مشکلات روانی- اجتماعی پیشگیری کرده که این امر خود موجب کاهش آسیب‌های اجتماعی و در کل منجر به افزایش بهداشت روانی جامعه می‌گردد. بنابر یافته ها و شواهد عینی، دانشجویان همدان از نظر ویژگی های عدم سلامت روان مانند افسردگی در وضعیت نامطلوبی قرار دارند(یعقوبی و محققی،۱۳۹۰). دانشجویان درگیر مسائلی چون تغییرالگوی آموزش، رشته تحصیلی، تغییرات بلوغ و تحولات شناختی هستند که اگر در این بین، امیدشان را نیز از دست دهند، دچار خسران خواهند شد که می توان با شناخت روش‌های افزایش امید به یاری آنان شتافت.
۴-۱ اهداف پژوهش
هدف کلی
• شناسایی تأثیر القای خلق مثبت بر افزایش امید در بین دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان.
هدف جزئی
• شناسایی تفاوت تأثیرپذیری امید دختران وپسران در بین دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان.
۵-۱ فرضیه‌های پژوهش
• القای خلق مثبت باعث افزایش امید در دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان می‌شود.
• تأثیرپذیری امید دختران نسبت به پسران ازروش های القای خلق مثبت بیشتر است.
۶-۱ متغیرها‌ی پژوهش
الف- متغیر مستقل: در این پژوهش متغیر مستقل عبارت است از روش‌های آموزشی القای خلق از طریق جملات مثبت و تصویر سازی ذهنی۴۸ مثبت.
ب- متغیر وابسته: در این پژوهش متغیروابسته سازه‌ی امید می‌باشد.
ج- متغیر تعدیل کننده: جنسیت در دو سطح دختر و پسر.
د- متغییر کنترل: در این پژوهش متغیر کنترل مقطع تحصیلی می باشد که شامل دانشجویان مقطع کارشناسی می شود.
۷-۱ تعاریف مفهومی و عملیاتی متغییرها
۱-۷-۱ تعریف مفهومی
امید: از نظر اسنایدر، امید فرایندی است که طی آن، فرد هدف های خود را تعیین می کند، راه کار هایی برای رسیدن به آن ها می سازد و انگیزۀ لازم را برای اجرای این راه کار ها ایجاد و در طول مسیر حفظ می کند( اسنایدر، ۱۹۹۴).
القای خلق: روشی که در آن با فعالیتی خاص و یا ایجاد موقعیتی ویژه موجب تغییر در خلق می گردند که این تغییر خلق با روش های گوناگونی از قبیل روش ولتن، هیپنوتیزم، آرامش دهی، داروهای روان گردان، تصاویر ویژه، موسیقی و…. صورت می گیرد(دیویدسون۴۹،۲۰۰۳).

۲-۷-۱ تعریف عملیاتی
امید: از نظر عملیاتی میزان نمره‌ای که دانشجویان در مقیاس سنجش امید اسنایدر دریافت می‌کنند.
القای خلق: به منظور القای خلق مثبت از دو روش تصویر سازی ذهنی مثبت و خواندن جملات مثبت در طول شش جلسه آموزشی برای هر روش استفاده شده است.

۱-۲ مقدمه
متخصصین بالینی در سال های اخیر به جای مطالعه ضعف‌های بشر، به نیروهای روان شناختی که رشد و افزایش سلامت روان را در پی دارند، تاکید دارند. شاخه جدید علم روان شناسی، تحت عنوان روان شناسی مثبت، درصدد بررسی ظرفیت‌ها و قدرتهای روان شناختی، به جای آسیب شناسی روانی می‌باشد. اعتقاد اساسی روان شناسی مثبت این است که ویژگی‌های مثبت قابل اندازه گیری می‌توانند به عنوان سپری افراد را در برابر حوادث نامطلوب محافظت نمایند(مستن وکاوس وورث، ۱۹۹۸؛ راتر، ۱۹۹۹). یکی از مسائلی که در تأمین بهداشت روانی فرد مؤثر است،‌ امیدواری است. امید می‌تواند به هنگام گرفتاری به فرد کمک کند، همان گونه که فعالیت و پیروزی افراد در موقعیت‌های دشوار و ظاهراً غیر ممکن، موجب تقویت روحیه آنان می‌شود.
احساسات ظرف چند دقیقه نمایان شده و سپس کاهش می یابند؛ اما خلق که وضعیت عاطفی پایداری است، برای ساعت‌ها و یا حتی روزها، باقی می ماند. محققان دانشگاه میشیگان اظهار می‌دارند که خلق منفی به ‌طور متوسط از هر ۱۰ روز، سه روز به سراغ ما می‌آیند. تقریبا ۲ درصد مردم هر روز شاد هستند در صورتی که حدود ۵ درصد افراد، از هر پنج روز، چهار روز خلق منفی را تجربه می کنند.. پژوهشگران، متوجه شده‌اند که مردم در کشورهای گوناگون، شیوه های متفاوتی را برای تغییر خلقشان به کار می‌برند: گوش‌دادن به موسیقی، صحبت با یک دوست، پیاد‌ه‌روی، تلاش برای رفع مشکل، خوردن، عبادت، نماز و خرید. تفاوت‌های جنسیتی در مدیریت حالات درونی وجود دارند(لانگ، بردلی و کاتبرت،۵۰،۲۰۰۵). مردان به‌طور
معمول برای تغییر حالات خلقی خود از سیگار استفاده می‌کنند. زنان بیشتر به صحبت با افردی که بتوانند به آنها کمک کنند می‌پردازنند یا به فکر می‌افتند که چرا این حس بد را دارند. یادگیری روش‌های موثر تنظیم خلق و خو می‌تواند به مردان و زنان کمک کند تا خود را از ورطه ناامیدی بیرون بکشند(همان منبع). هیجانات که محصول حوادث خوشایند و ناخوشایند زندگی روزمره ی ما و پدیده‌هایی دفاعی هستند، پس از گذشت زمان به صورت خلق های مثبت و منفی ماندگار، خود را نشان می دهند. بر اساس پیش‌بینی محققان بین‌المللی در سال ۲۰۲۰ میلادی، اختلال افسردگی جزء شایعترین اختلالات می باشد، به همین جهت اغلب کشور‌های توسعه‌یافته، برنامه‌های سرورآفرین و نشاط‌زایی را در تمامی رفتار‌های خانوادگی، شغلی و اجتماعی جوامع خود گنجانده‌اند و تلاشی روزافزون جهت کاهش تنش و آرامش اجتماعی دارند. امید آنکه که کشور ما نیز، از این قافله حرکت علمی، در راستای گسترش سلامت اجتماعی، غافل نماند.
۲-۲ نگاهی بر پیشینه ی امید
در علم روان شناسی سالیان سال، دیدگاه‌های سنتی ، روانکاوی۵۱، رفتار گرایی۵۲ و … غالب بوده است و ‌تقریباً روان شناسان بر آسیب شناسی رفتار، عملکرد و درمان متمرکز بوده اند،‌ شکل گیری انجمن‌های روان شناسی و روانپزشکی و تألیف کتبی چون مجموعه نشانگان بالینی اختلالات روانی۵۳ و نیز توسعه بیمارستان های روانی گواهی آشکار بر این مدعاست. در قرن بیستم میلادی محقق و روان شناس آمریکایی، مارتین سلیگمن۵۴ ناخرسندی خود را از این تئوری های غالب ابراز کرد.
وی اذعان کرد که بشر کلکسیونی از درد، رنج ، غصه و بیماری‌های گوناگون نیست، بلکه دیدگاه‌های خوشبینانه تری برای تبیین رفتار آدمی می‌توان یافت. این آغاز حرکتی به سوی روان شناسی مثبت بود. سلیگمن وسیزن میهالی۵۵(۲۰۰۰) بر این باورند که هدف روان شناسی مثبت، حرکت از دیدگاه تکراری آسیب شناسی غالب، به سمت تمرکز بر شیوه‌های ایجاد توانمندی‌های مثبت۵۶ و صفاتی۵۷ است که افراد، سازمان‌ها و جوامع را قادر به شکوفایی و موفقیت می‌سازد.
موضوعات روان شناسی مثبت شامل سلامت۵۸، لذت۵۹، شادی،‌ امید و …است و در سطح فردی شامل ویژگی‌های شخصی مثبت، ظرفیت عاشق شدن و دوست داشتن، شجاعت، شهامت، مهارت‌های بین فردی۶۰، توانمندی‌های زیبایی شناسی۶۱، بخشش۶۲، گذشت، نوع دوستی ۶۳و خردمندی۶۴ است و در نهایت در سطح گروهی شامل مسئولیت پذیری۶۵، شهروند خوب بودن،‌ تحمل۶۶، وجدان کاری ۶۷و … می‌باشد(گیلهام و سلیگمن، ۱۹۹۹، به نقل از سلیگمن و سیزن میهالی، ۲۰۰۰).
مبحث امید در حوزۀ روان شناسی، سال ها مور

متن کامل در سایت سبز فایل


دیدگاهتان را بنویسید